167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان سلمان ساوجي

  • ديده بر فرق و سرافکنده زشرم است به پيش
    چون گنه کار که در عرصه محشر نرگس
  • نقشش از طاسک زر چون همه شش مي آيد
    از چه معني است فرومانده به شش در نرگس
  • نه فلک راست جز از زلف تو برمه سنبل
    نه جهان راست جز از چشم تو در خور نرگس
  • به بوي آنکه دهد رنگ عارض تو به گل
    نسيم صبح چه دمها که داد در چمنش
  • از فروغ شمسه ديوار ايوانت به شب
    ذره ها را در هوا بتوان شمردن يک به يک
  • طالع شو اي خجسته مه نو! که عالمي است
    بي عيد طلعت تو همه روزه در ملال
  • وان لطف، لطف توست که در عين سلسبيل
    بر روي کف مي زند از طره اش زلال
  • در مقامي که نهد خنگ فلک سير تو نعل
    ماه نو جاي ندارد بجز از صف نعال
  • وين دو نوباوه عز و شرف و جاه که هست
    عالمي شان زجلال آمده در تحت ظلال
  • زان شانه بر سرآمد، کو موي مي شکافد
    در حل و عقد زلفت، کان نکته ايست مشکل
  • هان جام عيد اينک، شاها کز انتظارش
    مي کف زدست بر سر خم راست پاي در گل!
  • ساقيا رطل پياپي مده الا که به من
    کي کند در من مخمور اثر مي به رطل؟
  • هر که از مي نکند تازه دل و مغز و دماغ
    در دماغ و دل و طبعش بود البته خلل
  • اي که بي مشورت کلک تو در قطع امور
    تيغ را نيست به قدر سر سوزن مدخل!
  • پخته شد هر که به خام خم خمار رسيد
    تو بدين پخته اگر در نرسي باشي خام
  • عيدست، برخيزاي صنم، پيش آر پيش از صبحدم
    در بزم جمشيد زمان، خام خم اندر جام جم
  • آن پير بين برنا شده، در پرده ها رسوا شده
    بر پوست رگ پيدا شده، از لاغري سرتاقدم
  • ساقي و گردون جام زر، بردار در دور قمر
    کامروز مي گيرد زسر، دور قمر او نيز هم
  • چون در افق بنهفت سر، عنقاي زرين بال و پر
    بالاي قافش زال زر، پيدا شد از عين عدم
  • ديشب در اثناي عمل، بر ياد خورشيد دول
    مي ساخت ناهيد اين غزل، خوش بر نواي زيروبم
  • کاي در هواي بوي تو جان داده باد صبحدم
    پيش جمال روي تو، بست از خجالت، صبح دم
  • خواهي جمال خود عيان، آيينه اي نه در ميان
    وز دور الحمدي بخوان، بر روي همچون صبحدم
  • هردم دلم پر خون کني وزخون رخم گلگون کني
    در دامن گردون کني، از ديده ام هر صبحدم
  • چند آهني جان مرا، مهر تو تابد در جفا
    هر بامدادم گوييا، مهر آتش است و صبح دم
  • هستم به مدحت در سخن، من قبله اهل زمن
    وز دولتت هر بيت من، با حرمت «بيت الحرام »