نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان خواجوي کرماني
ايکه گفتي جز بدن سرو روانرا هيچ نيست
آب را
در
سايه او بين رواني بي بدن
خيز و
در
بحر عدم غوطه خور و ما را بين
چشم موج افکن ما بنگر و دريا را بين
چه شد که با من سرگشته کينه مي ورزي
ز دره مهر نباشد بهيچ رو
در
کين
چنگ
در
زنجير گيسوي نگاري زن که هست
چين زلفش فارغ از تاب و خم ابرو ز چين
اگر
در
باغ بخرامد سهي سرو سمن بويم
خلايق را گمان افتد که فردوسست و حور العين
در
ختن چون زلف چين بر چين مشک آساي او
نافه تاتار نبود ور بود نبود چنين
مطرب سازنده گو امشب دمي با ما بساز
ورنه چون دم برکشم
در
دم بسوزم ساز او
گر چه چنگز خان بشمشير جفا عالم گرفت
اينهمه قتل و ستم واقع نشد
در
جاق او
در
بغلتاق مرصع دوش چون مه مي گذشت
او ملول از ما و ما از جان و دل مشتاق او
گر چه عامي را چو من سلطان نيارد
در
نظر
همچنان اميد مي دارم بلطف عام او
ايکه چو موي شد تنم
در
هوس ميان تو
هيچ نمي رود برون از دل من دهان تو
تا ببيني دل شوريده خلقي
در
بند
بگشا تابي از آن موي که من دانم و تو
در
بهاران که عروسان چمن جلوه کنند
بشنو از برگ گل آن بوي که من دانم و تو
در
دم صبح به مرغان سحر خوان برسان
نکهت آن گل خودروي که من دانم و تو
گر چه بجاي من ترا هست هزار معتقد
در
دو جهان مرا کنون نيست کسي به جاي تو
مي فتم و نمي فتد
در
کف من عنان تو
مي روم و نمي روم از سر من هواي تو
در
رخم از نظر کني ور بسرم گذر کني
جان بدهم بروي تو سر بنهم براي تو
صبر چون
در
مرض خسته دلان نافع نيست
درد ما را بجز از صبر دوا چيست بگو
چون تشنه کو نظر کند از دور
در
زلال
مي کرد چشمم از سر حسرت درو نگاه
روي اين چرخ سيه روي ستمکاره سياه
که رخم کرد سيه
در
غم آن روي چو ماه
کار من هست چو گيسوي تو دايم
در
هم
پشت من هست چو ابروي تو پيوسته دوتاه
آه من گر نکند
در
دل سخت تواثر
زان دل سنگ جفا کار دلا زار تو آه
بر
در
دير مغان از کفر و دين رخ تافته
واستين افشانده بر اسلام و ايمان باخته
با دل پر آتش و سوز جگر پروانه وار
خويش را
در
پاي شمع مي پرستان باخته
هر که گويد گل برخسار تو ماند يا بهار
آب گل بردست و بادي
در
بهار انداخته
صفحه قبل
1
...
5745
5746
5747
5748
5749
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن