167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان خواجوي کرماني

  • گر چه از رويت چو گيسو برکنار افتاده ام
    چون کمر پيوسته در بند ميانت بوده ام
  • هيچ مي داني که ديشب در غمش چون بوده ام
    مرغ و ماهي خفته و من تا سحر نغنوده ام
  • ز آتش دل بسکه دوش آب از دو چشم خونفشان
    در هواي شکر حلوا گرش پالوده ام
  • پختگان را خام و خامان را شراب پخته ده
    حيف باشد خون رز در جوش و ما زينگونه خام
  • آنکه در خلوتگه خاصش مجال عام نيست
    لطف او عامست و عشق او نصيب خاص و عام
  • ز لعلم ساغري در ده که چون چشم تو سرمستم
    وگر گويم که چون زلفت پريشان نيستم هستم
  • اسير خويشتن بودم که صيد کس نمي گشتم
    چو در قيد تو افتادم ز بند خويشتن رستم
  • من از آن لحظه که در چشم تو ديدم مستم
    کارم از دست برون رفت که گيرد دستم
  • شايد که ز من خلق جهان دست بشويند
    گر در غمت از هر دو جهان دست نشستم
  • ترک سر گفتم و از پاي تو سر بر نگرفتم
    در تو پيوستم و از هر دو جهان مهر گسستم
  • پاي سرو از هوس قد تو مي بوسيدم
    در گل از حسرت روي تو نظر مي کردم
  • تا برگ گلبرگ رخش دارم ندارم برگ گل
    تا آمدم در کويش از طرف چمن باز آمدم
  • نشان روي تو جستم به هر کجا که رسيدم
    ز مهر در تو نشاني نديدم و نشنيدم
  • چه رنجها که نيامد برويم از غم رويت
    چه جورها که ز دست تو در جهان نکشيدم
  • جهان بروي تو مي ديدم ار چه همچو جهانت
    وفا و مهر نديدم چو نيک در نگرديدم
  • گر چنان داني که از راه خطا بگذشته ئي
    پاي در نه تا به خلوتخانه خانت برم
  • در گذر زين ارقم نه سر که گر دل خواهدت
    دست گيرم بر سر گنجينه جانت برم
  • چون درين راه از در بتخانه مي يابي گشاد
    مست و لايعقل درآ تا پيش رهبانت برم
  • ز خويشتن بروم چون تو در خيال من آئي
    ولي عجب که خيالت نمي رود ز ضميرم
  • در چنگ تو همچون ني مي نالم و مي زارم
    بر بوي تو همچون عود مي سوزم و مي سازم
  • اين ضربت بي قانون تا چند زني برمن
    يک روز چو چنگ آخر در برکش و بنوازم
  • چو از ميان تو يک موي در کنار نبينم
    چو موي گردم از آنرو که چون ميان تو باشم
  • چون من از پاي در افتادم و از دست شدم
    دارم از لطف تو آن چشم که داري گوشم
  • من آن نيم که ديدي و آوازه ام شنيدي
    در من بچشم معني بنگر که من نه آنم
  • چو خضرم زنده دل زيرا که عشقست آب حيوانم
    چو نوحم نوحه گر زانرو که در چشمست طوفانم