نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان خواجوي کرماني
کسيکه
در
دم صبح از خمار جان به لب آرد
کجا به ترک مي لعل خوشگوار بگويد
گر چه ره
در
حرم خاص نباشد ما را
يک ره اي خاصگيان بار من عام دهيد
در
دل تنگ من آمد غم و جز يار نيافت
اوست کاندر حرم عشق تو مي يابد بار
ما را ز پرده تو دل از پرده شد بدر
بردار پرده اي ز پس پرده پرده
در
در
حقيقت کفر و ايمان جز حجاب راه نيست
عاشقي را پيشه کن وز کفر و ايمان درگذر
ظلم
در
، يا ساق او عدلست و دشنام آفرين
رسم و آئينش ببين و عدل و يا ساقش نگر
چون دوست
در
نظر بود از دشمنت چه غم
چون گل بدست باشدت از خار غم مخور
سلسبيلست مي از دست تو
در
صحن چمن
خاصه اکنون که جان باغ بهشتست و تو حور
آنکه
در
ملک ملاحت کوس شاهي مي زند
گر گدائي را به چيزي بر نگيرد گو مگير
ترک عالم گير و عالم را مسخر کرده گير
و ابلق ايام را
در
زير زين آورده گير
اي دل ار صحبت جانان طلبي جان درباز
جان چه باشد دو جهان
در
ره جانان درباز
در
ره جان جهان جان و جهان باخته اند
تو اگر اهل دلي دل چه بود جان درباز
با دوستان ز بهر چه
در
بسته ئي زبان
باز آي و برگشاي سر درج راز باز
امروز
در
جهان به نيازست ناز ما
و او از نياز فارغ و از ناز بي نياز
سرو سهي که هست شب و روز
در
قيام
چون قامتت بديد بر او فرض شد نماز
اگر چو عود توام
در
نفس بخواهي سوخت
مرا ز ساز چه مي افکني بسوز و بساز
تو
در
تنعم و نازي ز ما چه انديشي
که ناز ما بنيازست و نازش تو بناز
از سرشک چشم فرهاد اي بسا لعل و گهر
کاين زمان
در
دامن کهسار مي يابم هنوز
عيب نبود گر ترنج از دست نشناسم که نيست
در
همه مصرم کسي چون يوسف کنعان عزيز
آب چشم و رنگ روي ما ندارد قيمتي
زانکه نبود گوهر اندر بحر و زر
در
کان عزيز
نه مرا بر سر کوي تو بجز سايه جليس
نه مرا
در
غم عشق تو بجز ناله انيس
گر ز ما بر خاطرت زين پيش گردي مي نشست
مي رويم از پيشت اينک
در
زمان بدرود باش
لاله را با آن دل پرخون اگر چون غنچه اش
قرطه زنگارگون
در
بر نباشد گو مباش
منکه از جام مي لعل تو مست افتاده ام
گر مقامم بر
در
خمار نبود گو مباش
به زر توان چو کمر خويش را برو بستن
که جز بزر نتوان کرد دست
در
کمرش
صفحه قبل
1
...
5740
5741
5742
5743
5744
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن