نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.30 ثانیه یافت شد.
ديوان خواجوي کرماني
بر آتش افکنم آندل که
در
غم تو نسوزد
بباد بر دهم آن جان که از براي تو نبود
شبي با يار
در
خلوت مرا عيشي نهاني بود
که مجلس با وجود او بهشت جاوداني بود
عقيقش از لطافت
در
قدح چون عکس مي افکند
مي اندر جام ياقوتي تو گوئي لعل کاني بود
چو خضرم هر زمان مي شد حيات جاودان حاصل
که مي
در
ظلمت شب عين آب زندگاني بود
باده
در
ساغر فکن ساقي که من رفتم بباد
رود را بر ساز کن مطرب که دل دادم برود
در
چنين موسم که گل فرش طرب گسترده است
جامه جان مرا گوئي ز غم شد تار و پود
چون دلم
در
سر آنزلف سيه خواهد شد
به چه روي از سر آن هندوي ميمون برود
ترک تيرانداز من کز پيش لشکر مي رود
دلربا مي آيدم
در
چشم و دلبر مي رود
گر بدامن اشک
در
پايم گهر ريزي کند
جاي آن باشد چرا کو بر سر زر مي رود
کام جانم ز لب اين لحظه برآور ور ني
تشنه
در
باديه چون خاک شود آب چه سود
از دو عالم دست کوته کن چو سرو آزاده وار
کانکه کوته دست باشد
در
جهان سرور شود
نور نبود هر دروني را که
در
وي مهر نيست
آتشي چون برفروزي خانه روشن تر شود
کي برکنم دل از رخ جانان که مهر او
با شير
در
دل آمد و با جان بدر شود
شور عشق تو برم تا بقيامت
در
خاک
زانکه گر سر بشود شور تو از سر نشود
خاطرم
در
پي او مي رود از هر طرفي
گر چه از خاطر من هيچ بدر مي نشود
آنچنان
در
دل و چشمم متصور شده است
کز برم رفت و هنوزم ز نظر مي نشود
همچو خواجو نشود از مي و مستي بيکار
هر که با نرگس سرمست تو
در
کار آيد
زينسان که دلم
در
رسن زلف تو آويخت
باشد که از آن چاه ز نخدان بدر آيد
در
دلم مي گذرد کاين دم جان پرور صبح
زان دو مشگين رسن غاليه سا مي آيد
ما از آن خال بدين حال فتاديم که مرغ
دانه مي بيند و
در
دام بلا مي آيد
چه جرم کردم و از من چه
در
وجود آمد
که يادت از من خسته جگر نمي آيد
به اشک و چهره خواجو کي التفات کند
کسي که
در
نظرش سيم و زر نمي آيد
کدام دل که ز دوري به جان نمي آيد
کدام جان که ز غم
در
فغان نمي آيد
هر که
در
ميکده از پير مغان خرقه گرفت
شايد ار چون قدح از رنگ برون مي آيد
فصل نوروز چو
در
برگ سمن مي نگرم
بي گل روي تو خارم ز بصر مي رويد
صفحه قبل
1
...
5739
5740
5741
5742
5743
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن