167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

ديوان خواجوي کرماني

  • ذره باري از چه ورزد مهر و سوزد در هوا
    زانکه چون او شاه انجم را هواداران بسند
  • وامق آن نيست که گر تيغ نهندش بر سر
    سر بگرداند و جان در سر عذرا نکند
  • جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
    تن خاکي طلب جان چه کند گر نکند
  • زينسان که من دنيا و دين در کار عشقش کرده ام
    ياري بود کو هر زمان با ديگري ياري کند
  • تا کي خورم خون جگر در انتظار وعده اش
    گر مي دهد کام دلم چندم جگر خواري کند
  • همچون کمر خود را بزر بر وي توان بستن ولي
    چون زر نبيند در ميان آهنگ بيزاري کند
  • خواجو اگر زلف کژش بيني که برخاک اوفتد
    با آن رسن در چه مرو کان از سيه کاري کند
  • در برم دل همچو مهر از تاب لرزان مي شود
    چون فراق آنمه تابان تحمل مي کند
  • در هواي گلشن روي تو هر شب تا بروز
    عاشقان با بلبل خوش خوان هم آوازي کنند
  • تنم تنها نمي خواهد که در کاشانه بنشيند
    دلم را دل نمي آيد که بي جانانه بنشيند
  • دلي کز خرمن شادي نشد يک دانه اش حاصل
    چنين در دام غم تا کي ببوي دانه بنشيند
  • دلم شد قصر شيرين وين عجب کان خسرو خوبان
    بدينسان روز و شب تنها در اين ويرانه بنشيند
  • بتي کز عکس رخسارش چراغ جان شود روشن
    چه دود دل که برخيزد چو او در خانه بنشيند
  • ديگرانرا عيش و شادي گر چه در صحرا بود
    عيش ما هر جا که يار آنجا بود آنجا بود
  • هر دلي کز مهر آن مه روي دارد ذره ئي
    در گداز آيد چو موم ار في المثل خارا بود
  • هست در سالي شبي ايام را يلدا وليک
    کس نشان ندهد که ماهي را دو شب يلدا بود
  • بوي گل شاخ فرح در باغ خاطر مي نشاند
    جام مي زنگ غم از آئينه جان مي زدود
  • همچو سرمستان دلم تا صبحدم در باغ وصل
    از رخ و زلفش سخن مي چيد و سنبل مي درود
  • گفتم آتش در دلم زد روي آتش رنگ تو
    گفت خواجو باش کز آتش نديدي بوي دود
  • ز قيل و قال گذر کن که در چمن زين پس
    حديث بلبل شيرين مقال خواهد بود
  • بيا که گر نبود شمع در شب ديجور
    رخ چو ماه تو ما را تمام خواهد بود
  • چه غم ز حربه و حرب عرب چو مجنون را
    مقيم بر در ليلي مقام خواهد بود
  • ياد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود
    مطربانرا عود بر ساز و دف اندر چنگ بود
  • کون ومکان بگشتم و در ملک هر دو کون
    او را مکان نديدم و بي او مکان نبود
  • وفات به بود آنرا که در وفاي تو نبود
    که مبتلا بود آنکس که مبتلاي تو نبود