167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان خواجوي کرماني

  • گر نمي خواست که آرد دل مجنون در قيد
    ليلي آن زلف مسلسل به چه رو مي پيراست
  • هر چند نيست با کمرت هيچ در ميان
    خود را به زر نگر که چنان بر تو بسته است
  • کارم از دست سر زلف تو در پاي اوفتاد
    چاره کارم بساز اکنون که کار افتاده است
  • تو خوش درآ و مشو در خط از من مسکين
    که خط بگرد عذار تو خوش درآمده است
  • آنزمان مهر تو مي جست که پيمان مي بست
    جان من با گره زلف تو در عهد الست
  • دلم از روي تو چون مي نشکيبد ز آنروي
    ببريد از من و در حلقه زلفت پيوست
  • حلقه هاي جعد چين بر چين مه فرساي را
    يک بيک در حلق جانم چون طناب انداختست
  • جان ما بر آتش و گيسوي جانان تافتست
    سنبلش در پيچ و ما را رشته جان تافتست
  • باده پيش آور که از عکس مي و مهر رخت
    در دلم گوئي که صد خورشيد تابان تافتست
  • زين پس چو سرفداي قفاي تو کرده ايم
    ما را مران ز پيش که دل در قفاي تست
  • تنها نه دل بمهر تو سرگشته گشته است
    هر ذره ئي ز آب و گلم در هواي تست
  • نافه خشک ختن گر زانکه مي خيزد ز چين
    زلف را بفشان که صد چين در شکنج موي تست
  • با تو چيزي در ميان دارد مگر بند قبا
    زان سبب پيوسته او را تکيه بر پهلوي تست
  • گر چه خواب آيدت اي فتنه مستان در چشم
    هر که از چشم و رخت بي خور و خواب افتادست
  • تا چه مرغم که مرا هر که ببيند گويد
    بنگر اين پشه که در جام شراب افتادست
  • وه که از دست سر زلف سياهت چه کشيدست
    آنکه دزديده در آن ديده خونخوار تو ديدست
  • آن خط سبز که از شمع رخت دود برآورد
    دود آهيست که در آتش روي تو رسيدست
  • اي خوش آن صيد که وقتي بکمند تو در افتاد
    خرم آنمرغ که روزي بهواي تو پريدست
  • لؤلؤ از پسته خود ريخته کاين چيست حديثست
    لاله در مشک نهان کرده که اين چيست عذارست
  • تنم از مهر رخت موئي و از موئي کم
    صد گره در خم هر مويت و هر موئي شست
  • آنچنان در دل تنگم زده ئي خيمه انس
    که کسي را نبود جز تو درو جاي نشست
  • گفتمش کار من از دست تو در پا افتاد
    گفت اين سر سبک امروز ز دستي دگرست
  • کس چو من مست نيفتاد ز خمخانه عشق
    گر چه در هر طرف از چشم تو مستي دگرست
  • تا لب ميگون او در داد جان را جام مي
    چشم مست نيم خوابش را خماري ديگرست
  • غنچه چون زر دارد ار خوش دل بود عيبش مکن
    راستي را هر چه بيني در جهان با زر خوشست