نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان خواجوي کرماني
مرا بر قول مطرب گوش و مطرب
در
سماع
من از بادام ساقي مست وساقي مست خواب
عيب مجنون گو مکن ليلي که شرط عقل نيست
گر نداند حال دردش گو برو بنگر
در
آب
هر که
در
عهد ازل مست شد از جام شراب
سر ببالين ابد باز نهد مست وخراب
در
بر رخ ما مبند بر گريه ما مخند
بگشاي ز مه کمند بردار ز رخ نقاب
آتش گرفته آب رخ وي ز تاب مي
آبش نهان
در
آتش و آتش عيان ز آب
چون بياد نرگس مستت روم
در
زير خاک
روز محشر سر بر آرم از لحد مست و خراب
گر کنم يک شمه
در
وصف خط سبزت سواد
روي دفتر گردد از نوک قلم پر مشک ناب
در
خرابات مغان از مي خراب افتاده ام
گر چه کارم بي مي و ميخانه مي باشد خراب
هر که
در
شب رخ چون ماه تو بيند گويد
روز عيدست مگر يا شب نوروز امشب
پيش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
در
وفايت جان ببازم تا کجا يابم وفات
تا کي ندهي داد من اي داد ز دستت
رحم آر که خون
در
دلم افتاد ز دستت
هر چند که سر
در
سر دستان تو کرديم
با اين همه دستان نتوان داد ز دستت
کباب شد دلم از سوز سينه و آتش عشق
ببرد آبم و خون
در
دل کباب انداخت
چو زهره ديد رخ زرد و اشک خواجو گفت
که مهر
در
قدح زر شراب ناب انداخت
آن سهي سرو خرامان ز سر زلف سياه
دل شوريده دلان مي شد و
در
پا مي ريخت
موج خون دل فرهاد چو مي زد بر کوه
اي بسا لعل که
در
دامن خارا مي ريخت
در
چمن هر دم که چون عرعر خرامان مي شدي
خنده بر بالاي سرو بوستان مي آمدت
از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت
بر
در
دل خيمه زن گر عالم جان بايدت
بي سر و سامان درآ خواجو اگر داري سري
وز سر سر
در
گذر گر زانک سامان بايدت
در
شب قدر خرد با خم گيسويت گفت
«ايکه از هر سر موي تو دلي اندرو است
در
تو بستيم بيک موي دل از هر دو جهان
که بيک موي تو کار دو جهان گردد راست
اين سرو کدامست که
در
باغ روان شد
وين مرغ چه نامست که از طرف چمن خاست
بشنو سخني راست که امروز
در
آفاق
هر فتنه که هست از قد آن سيم بدن خاست
آن چه فتنه ست که
در
حلقه رندان بنشست
وين چه شورست که از مجلس مستان برخاست
گر چه
در
مذهب ما کعبه و بتخانه يکيست
خواجو از کعبه برون آي که بتخانه ماست
صفحه قبل
1
...
5732
5733
5734
5735
5736
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن