167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • خوي به پيشاني و کف در دهنم بس خطر است
    به گلاب اين خوي و کف چند زدائيد همه
  • پيش جان دادن من خود همه سگ جان شده ايد
    زان چو سگ در پس زانوي عنائيد همه
  • سرم زان جفت زانو شد که از تن حلقه اي سازم
    در آن حلقه ترازو دار بياعان روحاني
  • بپيچد آه من در بر چو ز آتش چنبري و آنگه
    رسن وار آتشين چنبر گره گيرد ز پيچاني
  • ببستم حرص را چشم و شکستم آز را دندان
    چو ميم اندر خط کاتب چو سين در حرف ديواني
  • مقامت خاک بيزي راست تا زرها به دست آري
    تو زر در خاک مي بيزي و آخر دست مي ماني
  • در اين علت سراي دهر خرسندي طبيبت بس
    چو تسکين سازت او باشد کند درد تو درماني
  • فلک را شيوه بدبختي است در کار نکوکاران
    چو بختي بار بدبختي کش از مستي و حيراني
  • تو را در رنگ آزادان کجا معني آزادي
    که ازرق پوش چون پيکان خشن سيرت چو سوهاني
  • از آن بر سر زنندت پتک همچون پاي پيل ايرا
    که سنداني و در تربيع شکل کعبه را ماني
  • نماند آب وفا جائي مگر در جوي درويشان
    به آب و دانه ايشان بساز ار مرغ ايشاني
  • چون نگهش کني کند در پس چنگ رخ نهان
    تا شوي از بلاي او شيفته بلا دري
  • زهره ز رشک خون دل در بن ناخن آورد
    چون سر ناخنش کند با رگ چنگ نشتري
  • در قصب سه دامني آستئي دو برفشان
    پاي طرب سبک بر آر ارچه ز مي گران سري
  • گفت چه طرفه طالعي، کز درخانه ششم
    مهره به کف به هفت حال، اين همه در مششدري
  • يافت نگين گم شده در بر ماهيي چو جم
    بر سر کرسي شرف، رفت ز چاه مضطري
  • در بر تيغ حصر مي زاده جنابه چون عنب
    برده جناب از آسمان کرده همه دو پيکري
  • گرچه بدست پيش ازين در عرب و عجم روان
    شعر شهيد و رودکي، نظم لبيد و بحتري
  • جز جگري نخورده اي بر سر خوانچه زر برآيدت
    عمر تو مي خورد تو هم در غم خوانچه زري
  • مطرب سحرپيشه بين در صور هر آلتي
    آتش و آب و باد و گل کرده بهم ز ساحري
  • هر که کبوتري کشد هم به ثواب در رسد
    خيز و ببر گلوي دل، کو کندت کبوتري
  • گوئي از آن رگ گلو ريخته اند در رزان
    اين همه خون که مي کند آتشي و معصفري
  • عيد رسيد و مهرگان باد و جنيبه بر اثر
    هر دو جنيبه هم عنان در گرو تکاوري
  • ميوه چو بانوي ختن در پس حجله هاي زر
    زاغ چو خادم حبش پيش دوان به چاکري
  • تا که ترنج را خزان شکل جذام داده بر
    در يرقان شده است رز همچو ترنج زا صفري