167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • بردم از نراد گيتي يک دو داو اندر سه زخم
    گرچه از چار آخشيج و پنج حس در ششدرم
  • من چو طوطي و جهان در پيش من چون آينه است
    لاجرم معذورم ار جز خويشتن مي ننگرم
  • اين تفاخار نقطه دل راست وين دم زان اوست
    ورنه من خود را در اين ميدان ز مردان نشمرم
  • بحر پي پاياب دارم پيش و مي دانم که باز
    در جزيره بازمانم ز آتشين پل نگذرم
  • مهره خر آنکه بر گردن نه در گردن بود
    به ز عقد عنبرين خواجه چه بي معني خرم
  • هم در اين غرقاب عزلت خوشترم کز عقل و روح
    هم سبک چون بادبانم هم گران چون لنگرم
  • رفته زينسو لاشه اي در زير و ز آنس بين کنون
    کابلق گيتي جنيبت زير ران آورده ام
  • از سفر مي آيم و در راه صيد افکنده ام
    اينت صيدي چرب پهلو کارمغان آورده ام
  • نقد شش روز از خزانه هفت گردون برده ام
    گرچه در نقب افکني چل شب کران آورده ام
  • ديده ام عشاق ريزان اشک داود از طرب
    آن همه چون سبحه در يک ريسمان آورده ام
  • بل کز آن زردم که ترسم سر نبرندم چو شمع
    کاين سر از بهر بريدن در ميان آورده ام
  • ميزبان در حجره خاص و برون افکنده خوان
    من دل و جان پيش خوان ميزبان آورده ام
  • دوست خفته در شبستان است و دولت پاسبان
    من به چشم و سر سجود پاسبان آورده ام
  • بر در او چون درش حلقه بگوشي رفته ام
    تا پي تشريف سر تاج کيان آورده ام
  • دل به خدمت ساده چون گور غريبان برده ام
    همچو موسي زنده در تابوت از آن، آورده ام
  • داده ام صد جان بهاي گوهري در من يزيد
    ور دو عالم داده ام هم رايگان آورده ام
  • گوهر درياي کاف و نون محمد کز ثناش
    گوهر اندر کلک و دريا در بنان آورده ام
  • جان زنگ آلوده در صدرش به صيقل داده ام
    زان چنان ريم آهني تيغ يمان آورده ام
  • پادشاه نظم و نثرم در خراسان و عراق
    کاهل دانش را ز هر لفظ امتحان آورده ام
  • ز امتحان طبع مريم زاد بر چرخ دوم
    تير عيسي نطق را در خر کمان آورده ام
  • گرچه خرد در خط است بر خط مي دار سر
    تا خط بغداد ده دجله صفت جام جم
  • آب بقم شد شفق مه خم و شب رنگرز
    از لب خم نيمه اي غرقه در آب بقم
  • از بن گوش آسمان از مه نو هر مهي
    حلقه به گوشي شود بر در شاه عجم
  • تاج تو تدوير چرخ، تخت تو تربيع عرش
    در تو به تثليث ذات صولت عدل و حکم
  • هست مطوق چو صفر خسم تو بر تخت خاک
    در برش آحاد و صفر يعني آه از ندم