نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان حافظ
ندارم دستت از دامن بجز
در
خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردي به گرد دامنت گردم
چشمم به روي ساقي و گوشم به قول چنگ
فالي به چشم و گوش
در
اين باب مي زدم
چون تو را
در
گذر اي يار نمي يارم ديد
با که گويم که بگويد سخني با يارم
حافظا چون غم و شادي جهان
در
گذر است
بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
مرا عهديست با جانان که تا جان
در
بدن دارم
هواداران کويش را چو جان خويشتن دارم
الا اي پير فرزانه مکن عيبم ز ميخانه
که من
در
ترک پيمانه دلي پيمان شکن دارم
گر دست رسد
در
سر زلفين تو بازم
چون گوي چه سرها که به چوگان تو بازم
از بس که چشم مست
در
اين شهر ديده ام
حقا که مي نمي خورم اکنون و سرخوشم
بيا که لعل و گهر
در
نثار مقدم تو
ز گنج خانه دل مي کشم به روزن چشم
من که از آتش دل چون خم مي
در
جوشم
مهر بر لب زده خون مي خورم و خاموشم
من کي آزاد شوم از غم دل چون هر دم
هندوي زلف بتي حلقه کند
در
گوشم
شاه شوريده سران خوان من بي سامان را
زان که
در
کم خردي از همه عالم بيشم
حيف است بلبلي چو من اکنون
در
اين قفس
با اين لسان عذب که خامش چو سوسنم
عشق دردانه ست و من غواص و دريا ميکده
سر فروبردم
در
آن جا تا کجا سر برکنم
من که از ياقوت و لعل اشک دارم گنج ها
کي نظر
در
فيض خورشيد بلنداختر کنم
صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم
تا به کي
در
غم تو ناله شبگير کنم
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در
کار چنگ و بربط و آواز ني کنم
تا کي اندر دام وصل آرم تذروي خوش خرام
در
کمينم و انتظار وقت فرصت مي کنم
واعظ ما بوي حق نشنيد بشنو کاين سخن
در
حضورش نيز مي گويم نه غيبت مي کنم
ديده بدبين بپوشان اي کريم عيب پوش
زين دليري ها که من
در
کنج خلوت مي کنم
در
خرابات مغان نور خدا مي بينم
اين عجب بين که چه نوري ز کجا مي بينم
هر دم از روي تو نقشي زندم راه خيال
با که گويم که
در
اين پرده چه ها مي بينم
در
ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت
با دل زخم کش و ديده گريان بروم
نذر کردم گر از اين غم به درآيم روزي
تا
در
ميکده شادان و غزل خوان بروم
تا بگويم که چه کشفم شد از اين سير و سلوک
به
در
صومعه با بربط و پيمانه روم
صفحه قبل
1
...
5700
5701
5702
5703
5704
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن