نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان عراقي
در
تنگناي وحدت کثرت چگونه گنجد
در
عالم حقيقت بطلان چه کار دارد؟
عاشق گر از
در
تو نشنيد مرحبايي
چون حلقه بر
در
تو چندان چه کار دارد؟
در
دل غم عراقي و آنگاه عشق باقي
در
خانه طفيلي مهمان چه کار دارد؟
گر
در
دلم خيالت نايد، عجب نباشد
در
دوزخ پر آتش رضوان چه کار دارد؟
در
خم زلفش نهان خواهيم شد
دست با وي
در
کمر خواهيم کرد
رفت عمرو نرفت
در
همه عمر
دست
در
زلف يار چتوان کرد؟
تا هست ز نيک و بد
در
کيسه من نقدي
در
کوي جوانمردان عيار نخواهم شد
چون ساخته دردم
در
حلقه نيارامم
چون سوخته عشقم
در
نار نخواهم شد
در
کوي خرابات جمالش نظر افگند
شور و شغبي از
در
خمار برآمد
آن چنان
در
دلي که پنداري
ناظرم
در
تو دايم، اي دلبند
در
من نگرد يار دگربار که داند
زين پس دهدم بر
در
خود بار که داند؟
تا دل من
در
سر زلف تو شد
عيش همه
در
دل شب مي کند
هر که
در
بند زلف يار بود
در
جهانش کجا قرار بود؟
گنج حسني و نپندارم که گنجي
در
جهان
و آنچنان گنجي عجب
در
کنج ويراني بود
در
خزان ار دلي به دست آرم
در
بهارم ز دست مي برود
مرا شادي گهي باشد درين غم
که اندوه توام از
در
در
آيد
چو سر
در
پاي اندوه تو افکند
عراقي
در
دو عالم بر سر آيد
تا بود گوي دلم
در
خم چوگان هوس
کي مرا گوي غرض
در
خم چوگان آيد؟
دل
در
گره زلف تو بستيم دگربار
در
دام سر زلف تو شستيم دگربار
گوش جان ها پر گهر
در
حضرتت
کز سخن
در
مي چکاني اي پسر
من چو حلقه بمانده بر
در
تو
کرده اي
در
به روي بنده فراز
در
گلستان مي گذشتم صبحدم
بوي يارم
در
مشام افتاد باز
تا بديدم عکس او
در
جام مي
در
سرم سوداي خام افتاد باز
در
صومعه بيهده چه باشي؟
در
ميکده رو، شراب مي نوش
به بوي آنکه
در
آتش نهد قدم روزي
هزار سال
در
آتش قدم زند بي باک
صفحه قبل
1
...
567
568
569
570
571
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن