167906 مورد در 0.13 ثانیه یافت شد.

ديوان بيدل دهلوي

  • از غبار جلوه غير تو تا بستم نظر
    چون صف مژگان دو عالم محو شد در يکدگر
  • سير رنگ و بو هوس داري زگل غافل مباش
    شوخي پرواز نتوان ديد جز در بال و پر
  • اين استقامتي که تو بر خويش چيده ئي
    چون اشک بر سر مژه پا در رکاب گير
  • بي جنون دنيا و عقبي کسوت ناکامي است
    زين دو دامن يگ گريبان وار در چنگم گذار
  • سراغ عافيت از خلق بيرون تازئي دارد
    بهر سوي بگذري زيندشت و در جز بر کران مگذر
  • معني دل در خم و پيچ امل گم کرده ام
    يک گره تا کي بچندين رشته باشد جلوه گر
  • از هوس جز نااميدي با چه پردازد کسي
    جست و جو آواره است و پاي در گل انتظار
  • تيره بختي چون سياهي ناله ام را زير کند
    سوخت آخر همچو سنگ سرمه در طبعم شرار
  • از نفس چون صبح نتوان بخيه زد در جيب عمر
    روزن اين خانه (بيدل) تا کجا بندد غبار
  • سجده مقبول است در هر دين و آئيني که هست
    گر قدم دزديدي از ره سر زمنزل بر مدار
  • تيغ در دستست يار از جيب بيرون آر سر
    صبح شد بي پرده از خواب گران بردار سر
  • ايفلک در دور چشم و ابروي آن فتنه جوي
    از مه نو ناخني پيدا کن و ميخار سر
  • مي نشاند بال قمري سرو را در زير تيغ
    گر کند با قامت او دعوي رفتار سر
  • نگهي که در چمن ادب هوس انتظار چه عبرتي
    چو سحر زچاکدل آب ده بگلي که خنده زند بسر
  • (بيدل) از وضع ادب مگذر که گوهر در محيط
    پاي سعي موجرا از ترک دعوي کرد سر
  • در تميز آب و رنگ سرو و گل عاري مباش
    لفظ موزون ديگر است و معني رنگين دگر
  • دست داري بر فشان چون گل درين گلزار زر
    داغ ميخواهي بنه چون لاله در کهسار سر
  • هر سحرگه غوطه ها در اشک بلبل ميزند
    نيست از شبنم چمن را جامه و دستار تر
  • بجرم زندگي است اين که مي برند بسر
    گداز دلق و شه از حب جاه در زنجير
  • در خط مرکز وفا ننگ بلند و پست نيست
    سر بطواف پا بريم گر نرسد قدم بسر
  • اي خرد چون بوي گل ديگر سراغ ما مگير
    در جنون سرداد ما را تا چه سردارد بهار
  • سير اين گلشن غنيمت دان که فرصت بيش نيست
    در طلسم خنده گل بال و پر دارد بهار
  • عدم و وجود امکان همه در تو محو و حيران
    زبرت کجا رود کس که تو بيکناري آخر
  • در خم هر سجده اوج آبروئي خفته است
    همچو اشکم آه بر هر نوک مژگان نيست سر
  • همچو شمعم بر اميد نارسا بايد گريست
    شور تيغي در سر افتاده است و چندان نيست سر