نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
گر چه فلک بسته
در
کامها
کرده به نگشودنش ابرامها
ديده
در
بسته زهم باز کن
قاعده رهروي آغاز کن
بود بامر صنم دلپذير
در
پي آراستن جوي شير
در
چمنت فصل جواني گذشت
عنبرت اندوده کافور گشت
شاهد دل
در
حرم سينه مرد
جوهر فيروزه بگنجينه برد
بل صدفي بي
در
ناسفته ام
صورت معني نپذيرفته ام
گرنه غبار
در
ليلي شوي
واي بحالت که تسلي شوي
عود هوي سوخته
در
محفلت
عطسه غفلت زده مغز دلت
عمر
در
آغوش ممات آمده
نزع ببالين حيات آمده
دود چراغش چکند
در
دماغ
انجمني کو بودش شبچراغ
شمع خرد شعله آتش فروز
در
حرم معنويان عود سوز
آب و هواي چمن معنوي
شاهد جان
در
حرمش منزوي
در
حرم آرايش قنديل سنج
بتکده را نغمه انجيل سنج
مرغ زبانان سليمان فريب
در
هوس نغمه او نا شکيب
بر اثر راحت او باغها
در
جگر لذت اين داغها
باز آلهيش
در
آمد بقيد
طوطي باغ قدمش بود صيد
طاعتياتند دو ابروي تو
سجده کنان
در
حرم روي تو
اي دلت آسوده غمخوارگي
خارمنه
در
ره نطارگي
آب لب لاله بچيند نسيم
در
حرم غنچه بميرد شميم
حسن
در
آغوش هوس تابکي
غيرت سيمرغ و مگس تابکي
شعله بوي
در
زدن از خاميست
زانکه مرادش همه ناکاميست
در
عرق الماس گذارم بقند
ليک بود شربت من نوشخند
تيغ ملامت ببلاغت کشيد
طنز
در
آغوش کنايت کشيد
ورنه هنوزم هوسي
در
سراست
نامه پرواز ببال اندر است
چون
در
انديشه بمستي گشاد
ديده بمعموره هوشش فتاد
برافروز آتشي
در
سينه من
که سوزد راحت ديرينه من
کليد گنج معني ده بدستم
وگرنه مستم اينک
در
شکستم
در
يکدانه گر کمتر فشانم
بده گنجي کزان به برفشانم
که
در
صهبا زبدمستان نهفتن
جواهر از تهي دستان نهفتن
نواي عندليب نيست هيهات
مسنج اين نغمه
در
باغ مناجات
چگويم کاورم
در
گنجه شيراز
ترا بنمايم آن گنجينه راز
عبير امروز
در
جيبم نگنجد
وگر گنجد نسيم گل برنجد
دوانيدند گلگون پيش راهش
نديدند آشنايي
در
نگاهش
وگر از بيستون پيغام آيد
نشيند تا اجابت
در
گشايد
صنم ميرفت و گلهاي بهاري
ز مرغان چمن
در
شرمساري
هواي بيستونش
در
سر افتاد
بتکليف آمدش اميد فرهاد
زلفت بجهان فکنده آشوب
در
ديده فتنه خواب بشکست
پيغام وصال
در
دماغم
صد شيشه پرگلاب بشکست
گفتي که دلت شکسته کيست
در
زير لبم جوآب بشکست
گفتم نکنم زکين فراموش
در
حشر مکن همين فراموش
از بيم شکوه بر زبانم
چون گريه
در
آستين فراموش
تقصير نکرده
در
هلاکم
با غمزه چرا عتاب داري
آشوب قيامتش غباريست
اين فتنه که
در
رکاب داري
در
دعوي فتنه گاه مستي
صد عربده با شراب داري
در
سينه گرم هرکه بينم
آتشکده خراب داري
اخلاق الاشراف عبيد زاکاني
مامول اين ضعيف
در
سعي اين مختصر آنکه:
به هر کجا که
در
آيد يقين کمان برخاست
مرد بايد که
در
کشاکش دهر
سنگ زيرين آسيا باشد،
گر ترا
در
بهشت باشد جاي
ديگران دوزخ اختيار کنند،
کليله و دمنه
... دراز با هراس تمام
در
نبشتن آن مشغول گردانيد ، و مال بسيار
در
آن ...
صفحه قبل
1
...
565
566
567
568
569
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن