نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
در
چنگ غمم چنانکه افتد
گنجشک بزير چنگل باز
در
معرض عشق بي محابا
عاجز شده ، عقل حيلت اندوز
دامان وصال اگر نيفتاد
در
دست من زيان رسيده
در
سينه دگر نگيرد آرام
آن دل که بزلفش آرميده
اينسان که شدم فسانه
در
عشق
افسانه روزگار گردم
کو آنکه حديث دلفريبم
در
مجلس پادشا رساند
زان توقف کند که دريابي
ذوق
در
يوزه گدايي را
مرغ انديشه را اگر خوابم
بيضه
در
آشيان خراب شود
که درباغي فروچيديم محفل
که
در
وي عندليبي کرده ناهيد
خواهم که شوم ز سايه تو
در
مطلع آفتاب پنهان
نه دعاي تهي که
در
جيبش
گوهر مدعا فرستادي
پيغام وصال
در
دماغم
صد شيشه پرگلاب بشکست
زلفت بجهان فکند آشوب
در
ديده فتنه خواب بشکست
گفتي که دلت شکسته کيست
در
زير لبم جواب بشکست
در
دم نزع ياد او کرديم
نفس واپسين ما بگريخت
ساقي مي ناب دارد اما
در
خورد خمار ما ندارد
ازآن بکعبه اسلام ميرود عرفي
که
در
صنمکده شيدوريا نميگنجد
ما کليد بهشت بشکستيم
در
دوزخ بروي ما بستند
تقصير نکرد
در
هلاکم
با غمره چرا عتاب داري
آشوب قيامتش غباري است
اين فتنه که
در
رکاب داري
در
دعوي فتنه گاه مستي
صد عربده با شراب داري
گر لذت ناوک تو اينست
در
خون ملک ثواب داري
آنانکه غم تو برگزيدند همه
در
کوي شهادت آرميدند همه
در
نشاه هوش مستي مي داريم
ديوانگي بهار ، دردي داريم
وقتست که باران بگلستان ريزد
گلهاي نشاط
در
گريبان ريزد
بده تا ببارم قدم
در
رکاب
بفتراک بندم سر آفتاب
خاک نشين
در
او بندگي
مرده بيماري او زندگي
شمع طلب بر نفروزيم به
در
تب اميد بسوزيم به
ور بميان آوردم رو سفيد
بر
در
فردوس نويسم اميد
ور کرمت ميزندم
در
دهان
تا بگشايم لب خواهش فشان
در
حرم عشق درون آورم
شيفته و مست برون آورم
نشاه توحيد
در
آيد بجوش
مستي جاويد بر آرد خروش
در
گهر افشاني گنج آفرين
بود محمد گهر اولين
کز پي آرامش او
در
وجود
جنبش مهدش زيدالله بود
در
چمن روضه لطف ازل
رحمت او بال گشاي عمل
معرفتش
در
خور آثار دوست
حيرت او زيور ديدار دوست
چون نظر عقل مميز شود
در
ازليت متميز شود
بلبل وحيي بترنم
در
آي
برچمنش آنچه توان ميسراي
جعد معنبر بزحل برفشاند
گوهر دل
در
ته عنبر نشاند
در
قدمش تا نهمين آسمان
ثابت و سياره جواهر نشان
صاف شراب ازلي
در
کشيد
نوبتي آن لب گويا شنيد
هر قدمي تا
در
آرامگاه
معتکفي بوسه فشاندي براه
ما سفري راهرنان
در
کمين
مايه ما گوهر ايمان ودين
عرفي اگر شاهي اگر ممتحن
گر قفس آراسته
در
چمن
در
حرم شرع بسي شاهدان
مست همه عشوه گرو دلستان
منکه باسودگي ارزنده ام
در
دل خود ناخني افکنده ام
گرنه بجويم رود آب سخن
در
چمنم تشنه بميرد سخن
در
چمن زمزمه دل کاشتم
وز ثمرش عالمي انباشتم
اي بره تشنه لبي
در
شتاب
تشنگي آموز مزاج سراب
در
طلب آويز چه بنشسته
بسته دامي ز چه وارسته
صفحه قبل
1
...
564
565
566
567
568
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن