167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ويس و رامين

  • نگارا تا تو باشي مانده در راه
    هوا جوي تو باشد مانده در چاه
  • سزد گر خواب در چشمم نيايد
    سزد گر صبر در جانم نپايد
  • به دريا در که يارد بود مادام
    به دوزخ در که آرد کرد آرام
  • گهي در صيدگه با تير و خنجر
    گهي در بزمگه با رود و ساغر
  • يکي چون گل که بر وي مشک بيزد
    يکي چون در که در وي باده ريزد
  • نه آنم من که در دام تو آيم
    چنين بي رنج در کام تو آيم
  • گل خوشبوي را در دل بکشتم
    که با گل من هميشه در بهشتم
  • کنون پيشم هميشه گل به بارست
    گهم در دست و گاهم در کنارست
  • ز تخت زر مرا در خاک افگند
    خسک در راه صبر من پراگند
  • وگر تو خانه کردي در کهستان
    کهن خانه مکن در مرو ويران
  • سپه در ره شده همچون حصاري
    حصاري گشته در وي هر شکاري
  • دبير از جادوي چون ديدگانش
    سخن چون در و شکر در دهانش
  • ز ماهي در محاق مهر پنهان
    به ماهي در سپهر کام تابان
  • ز ياقوتي به چاهي در بمانده
    به ياقوتي به تاجي در نشانده
  • ز دريايي شده بي در و بي آب
    به دريايي پر آب و در خوشاب
  • ز جاني در عذاب و رنج و سختي
    به جاني در هواي نيک بختي
  • ز طبعي در هوا بيدار گشته
    به طبعي در هوا بيزار گشته
  • ز ما ماند به گيتي در فسانه
    در آن گيتي خداي جاودانه
  • نيابد خواب در گرما همه کس
    در آتش چون شود راحت مرا بس
  • چنان در هجر بر من بگذرد روز
    که در صحرا بر آهو بگذرد يوز
  • منم سنگينه دل در مهرباني
    وفا در وي چو نقش جاوداني
  • کجا در عشق همواره چنينم
    بدان شادم که در خوابت ببينم
  • اگر يزدان بود در حشر داور
    نماند در وفايم رنج بي بر
  • در مهر تو بر من او گشادست
    وفا در جان من هم او نهادست
  • منم بيمار و نالان در شب تار
    که در شب بيش باشد درد بيمار