167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان انوري

  • بمان چندان که گيتي عمر در عهد تو بگذارد
    که تا دوران گيتي را به کام خويش بگذاري
  • در چنين حضرت که از فرط تحير گم شود
    سمت وزن و قافيت بر بونواس و بحتري
  • تا بود در کارگاه عالم کون و فساد
    چار ارکان را بهم گه صلح و گاهي داوري
  • داشت آنرا حلقه در گوش آدم اندر بندگي
    دارد اين را ديده بر لب عالم اندر چاکري
  • تو مهمي زيشان که ايشان خود جهاني اند و بس
    باز تو در هر هنر گويي جهاني ديگري
  • در جهان آثار مردم زادگي با تست و بس
    شايد ار جز خويشتن کس را به مردم نشمري
  • چند روز آرام کن با دوستان در شهر خويش
    تا هم ايشان از تو و هم تو ز دولت برخوري
  • جاودان بادي چو آب و آذر و چون باد و خاک
    در بقاي عيسوي و دولت اسکندري
  • تا صبا از سر جهان را هر بهاري بي دريغ
    در کنار دايه گردون نهد چون دلبري
  • تويي آن سايه يزدان که شب چتر تو کرد
    آنکه در سايه او روز ستم شد سپري
  • مرد را چون ممتلي شد از حسد کار افتراست
    بد مزاجان را قي افتد در مجالس از پري
  • چون مر او را واضع خر نامه گيرد ريش گاو
    گاو او در خرمن من باشد از کون خري
  • آن نمي گويم که در طي زبان ناورده ام
    آن هجا کان نزد من بابي بود از کافري
  • آنکه گر آلاي او را گنج بودي در عدد
    نيستي جذر اصم را غبن گنگي و کري
  • دي کسي در نقص من گفت او غريب شهر ماست
    بلخ گفت اينهم کمال اوست چند ار منکري
  • ور نام جنيني مثلا در قلم آري
    اي لوح و قلم هر دو به نام تو مباهي
  • آن چيست ز انعام که در حق منت نيست
    هر ساعت و هر لحظه چه مالي و چه جاهي
  • تا کار جهان جمله چنان نيست که خواهند
    کارت به جهان در همه آن باد که خواهي
  • چه گويي در وجود آن کيست کو شايستگي دارد
    که تو با آب روي خويش خاک پاي او شايي
  • زمين در احتمال بار حلم او چنان عاجز
    که صد منزل هزيمت شد از آن سوي توانايي
  • وگر بر آسمان حلمش به حشمت سايه افکندي
    زمان را دست بودي بر زمين در پاي بر جايي
  • قضا هر ساعتي با دست او گويد نه تو گفتي
    که در بخشش نه ديني مطلبي دارم نه دنيايي
  • وليکن در کرم واجب بود درويش بخشودن
    چو کان درويش گشت از تو چرا بر وي نبخشايي
  • بي راي تو خورشيد نتابد غم او خور
    کو نيز در اين کوکبه دارد تک و پويي
  • مور و مار و مرغ و ماهي جمله در حکم تواند
    گم مکن انگشتري کاکنون بجاي جم تويي