نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان انوري
مرغ قضا چو بر
در
حکم تو بار يافت
چشمش به يک نظر به همين آشيان رسيد
بي گنه بسته همي داشت يکي را
در
حبس
بي سبب خيره همي کرد يکي را بر دار
خواب امن تو چنان عام شد اکنون که نماند
در
جهان جز خرد و بخت تو يک تن بيدار
در
جبين همه اجرام فلک چين افتد
گر فلک را به مثل حکم تو گويد که بدار
همه شب کسب جواهر کند از عالم غيب
تا دگر روز کند
در
کف پاي تو نثار
تو بر سرير رفعت و اعدا چو خاک پست
تو
در
مقام عزت و حاسد چو خاک خوار
باده خوردن خوش بود بر گل به هنگام صبوح
توبه کردن بد بود خاصه
در
ايام بهار
مجلس عالي علاء الدين که از دست سخاش
زر ز کان خواهد امان و
در
ز دريا زينهار
خواستند از حلم و راي او زمين و آسمان
هريکي
در
خورد خود چيزي ز روي افتخار
هرکه
در
بند صور ماند به معني کي رسد
مرد کو صورت پرست آمد بود معني گذار
ليک ار يک روز بر درگاه تو باشد به پاي
پايگاهي يابد از اقران فزون
در
روزگار
تا زند باد خزان بر شاخها زر و درم
تا کند باد صبا
در
باغها نقش و نگار
هندوان را چه اگر گرم و تر آمد به مزاج
عشقشان
در
دل از آن گرمتر آمد صدبار
نه بسنجد چهل از من به جوي
در
چشمش
نه بهاي چو مني بگذرد از چل دينار
هم
در
آن لحظه بفرمود يکي را که برو
بخر اين بدره بيار و به ثناگوي سپار
در
بيع خدمت تو که آمد که بعد از آنش
بر من يزيد فتنه بها کرد روزگار
سلطان داد و دين که ز تمکين و قدر اوست
در
حل و عقد قدرت و امکان روزگار
از خواب امن و مستي جود تو
در
وجود
کس نيست جز که بخت تو بيدار و هوشيار
نه پس از يازده مه بودن من
در
پرده
که کنون نيز بپوشم رخ و بنشينم زار
هرچه گويم به مديح تو و گويند کسان
تو از آن بيشتري نيست
در
آن هيچ انکار
تو چناني که
در
آفاق ترا نيست نظير
به صفا و به حيا و به ثبات و به وقار
آن کمالي که چو نقصان من آمد
در
پيش
زان نديدم من از آن هديه شاهي آثار
آب و آتش دارم از هجران او
در
چشم و دل
از دل چون بادم از دوران گردون خاکسار
از وجود جود و آب و آتش اقبال اوست
باد را پاکيزگي و خاک را پر
در
کنار
انوري از آب مهر و آتش مدحت کند
درج
در
نظم را چون باد بر خاکت نثار
صفحه قبل
1
...
5633
5634
5635
5636
5637
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن