167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مجموعه آثار عطار

  • زآن همي ترسم که در دستان فتد
    در ميان جمله مستان فتد
  • در سخنهائي که روح افزايدت
    هر زمان از غيب در بگشايدت
  • ناله از طنازي او دل بداغ
    ارغوان خون در جگر در صحن باغ
  • گر ترا دردي بود در ره مقيم
    ور ترا در عشق شد قلب سليم
  • در چمن جائي دهم او رامقام
    تا بنالد خوش در آنجا او مدام
  • در مديح گل بصوت دل ربا
    داستاني خواند در پيش صبا
  • و آن کسي را کاشتي در جان بود
    آتشش در جان چه باشد کارگر
  • نفس در آن به که در زندان کني
    هرچه فرمايد خلاف آن کني
  • چون شتر در ره درآي و بارکش
    بار طاعت بر در جبار کش
  • نيست در تن بهره از تقوي لباس
    در تکلف مرد را بندد لباس
  • هرکه او در بند آرايش بود
    در جهان فرزند آسايش بود
  • آنکه در جهل است دايم در گناه
    کي حلاوت يابد از ذکر لاه
  • تا نباشي در جهان اندوهگين
    از حسد در روزگار کس مبين
  • هست فاسق را سه خصلت در نهاد
    باشد اول در دلش حب فساد
  • در سخا کوش اي برادر در سخا
    تا بيابي از پي شدت رخا
  • نيست در وعده منافق را وفا
    زان نباشد در رخش نور صفا
  • چارپايي را چو بيني در قطار
    در ميان شان نيايي زينهار
  • هر که در راه ضلالت مي رود
    از جهالت در بطالت مي رود
  • وآنکه باشد در پي قوت حرام
    در تن او دل همي ميرد تمام
  • ويس و رامين

  • بجو در شعرها گفتار ايشان
    ببين در نامه ها کردار ايشان
  • دو شمشيرست ز الماس و بيانش
    يکي در دست و ديگر در دهانش
  • هميشه جان او در خرمي باد
    هميشه کام او در مردمي باد
  • گروهي در نشاط و اسپ تازي
    گروهي در سماع و پاي بازي
  • در آن سور و عروسي پنج شش ماه
    نشسته شادمان در کشور ماه
  • به زير باز در شير نکورنگ
    تو گفتي شير دارد باز در چنگ