167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان اوحدي مراغي

  • او همه نورست، از آن شد همه چشمي برو
    او همه جانست، از آن در همه دل جاي اوست
  • در گماني که: به غير از تو کسي يارم هست؟
    غلطست اين، که به غير از تو نپندارم هست
  • اوحدي وار ز دل بار جهان کردم دور
    به همين مايه که: پيش در او بارم هست
  • محنت هجران و درد دوري و اندوه عشق
    در دل تنگم نمي گنجد، ز بسياري که هست
  • بار ديگر در خريداري به شهر انداخت شور
    شوق اين شيرين دهان از گرم بازاري که هست
  • ماهرويا، در فراق روي چون خورشيد تو
    آهم از دل بر نمي آيد، ز بيماري که هست
  • هر کرا با تو نه پيوندي و پيماني هست
    نتوان گفت که در قالب او جاني هست
  • باز جستيم و نشد روشن ازين چار کتاب
    آيت اين نمک و لطف که در شاني هست
  • ديو را درد تو در کار کشد، زانکه به حسن
    تو پري داري، اگر مهر سليماني هست
  • هر طرف باغي و هر گوشه بهشتي باشد
    خانه اي را که در و مثل تو رضواني هست
  • که پسندد که: به درد تو در آييم از پاي؟
    دست ما گير، اگرت مکنت درماني هست
  • آنکه دل من ببرد، از همه خوبان، يکيست
    وآنکه مرا مي کشد در غم خود، آن يکيست
  • آنکه خليل تو بود وين که حبيب منست
    دو بدور ار چه گشت، در همه دوران يکيست
  • اي مدعي، دلت گر ازين باده مست نيست
    در عيب ما مرو، که ترا حق به دست نيست
  • در مهر او چو ذره هوا گير شو بلند
    کين ره به پاي سايه نشينان پست نيست
  • ز چهره پرده برافکن، که با رخ تو مرا
    به شب چراغ و به روز آفتاب در خور نيست
  • در پرده اي و بر همه کس پرده مي دري
    با هر کسي و با تو کسي را وصال نيست
  • گر سري در سر کار تو شود چندان نيست
    با تو سختي به سري کار خردمندان نيست
  • محتسب را اگر آن چهره در آيد به نظر
    عذرها خواهد و گويد: گنه از رندان نيست
  • ما ازين دريا، که کشتي در ميانش برده ايم
    گر به ساحل مي رسيديم، از ميان انديشه نيست
  • دل من بردي و گويي که: ندانم که کجاست؟
    از سر زلف سياه تو به در چيزي نيست
  • فتنه روي خود، اي ماه و دل سوختگان
    ز اوحدي پرس، که در شست تو همچون ماهيست
  • گو: هر که در جهان به تماشا رويدو گشت
    ما را بس اين قدر که: به ما دوست بر گذشت
  • تو بخت بين که: نخفتم شبي جزين ساعت
    که خفته بودم و دولت ز پيش در بگذشت
  • اي حلقه کرده دلها در حلقهاي گوشت
    چون موي گشته خلقي ز آن موي تا به دوشت