167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان امير خسرو

  • چه بيم اندر دلي چون شرم در چشم
    نه شرم از چشم داري نه ز دل بيم
  • مسکين دلم سويش رود، گم گشته بر بويش رود
    هشيار در کويش رود، مجنون و بيهوش آيدم
  • اي آمده با صد فتن، برده همه هوشم ز تن
    در بيهشي مگذر ز من، بنشين که تا هوش آيدم
  • خواهم چو سوزد خرمنم پوشيده ماند در تنم
    از آه خسرو چون کنم کاتش به خس پوش آيدم
  • شد خسرو عشقم بلا، زين پس من و ديوانگي
    رفت آنکه وقتي عقل را در بند فرمان بوده ام
  • جو جو ببرم خوش را از تيغ بر خاک درت
    تا خوشه مهرم دهد، تخم وفا در گل کنم
  • گر مي ندانم کز وفا دور است خوي نازکت
    اين چشم خون پالاي را در چشم آن بدخو کنم
  • در چار سوي آرزو کاري ست با رويت مرا
    رو سوي من کن يک زمان تا کار خود يکسو کنم
  • گه گريه پوشد چشم و گه بيخود شوم، چون در رسد
    ممکن نگردد هيچ گه کان روي زيبا بنگرم
  • اي باغبان، لطفي بکن در بوستان ره ده مرا
    گر نخل ندهد ميوه اي، باري تماشا بنگرم
  • از ديدنت جان مي رود، در جان رود چون بينمت
    حيرانم اندر کار خود کت جان دهم تا بنگرم
  • من عاشق و رسوا چنين، خلقي ز هر سو نقش من
    دشمن هزاران در کمين، بر دوست آسان کي رسم؟
  • از ياد روي چون گلم، اشک است همرنگ ملم
    نالنده همچون بلبلم تا در گلستان کي رسم؟
  • هر جا که يار و همسري رفتند در هر کشوري
    من شهر بند کافري ماندم، بديشان کي رسم؟
  • يک شب اگر من دور از آن گيسوي در هم اوفتم
    بالين سودا زير سر بر بستر غم اوفتم
  • خواهم چو خسرو يک شبي افتم بدان مه در دچار
    بسيار مي خواهم، ولي از بخت بد کم اوفتم
  • باز آمد آن وقتي که من از گريه در خون اوفتم
    دامان عصمت بردرم، وز پرده بيرون اوفتم
  • دو ابرويت سرها به هم در کار دزديهاي دل
    دزديده چشمک مي زند آن نرگس مستانه هم
  • چون خواب نايد هر شبي، خسرو فتاده بر درت
    در ماه و پروين بنگرد، غم گويد و افسانه هم
  • رفت خطا که سر بشد خاک در تو، تيغ کو
    تا سر خود قلم کنم، خط به خطاي خود کشم
  • دعوي يار و زهد بد، وه که نيست ره به دل
    پيش در تو همت صدق و صفاي خود کشم
  • بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم
    دوستيم حرام باد ار ز تو پاي واکشم
  • طعنه زني تو از جفا، من نه به ترک از صفا
    تحفه پادشاه را پيش در گدا کشم
  • دل به خط بتان شد و دامن خويش مي کشد
    دامن به چند جا از سر خار در کشم
  • عمر من است بار ننگ، هيچ وفا نمي کند
    عمر اگر وفا کند، هم به کنار در کشم