نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
تا
در
صف واقعان اين راز
جاويد نشستمي سرافراز
وانان شده سوي او شتابان
کان تنها کيست
در
بيابان
در
حيرت عشق آن دلاراي
بنشست درخت وار از پاي
عهدي چو گذشت
در
ميانه
مرغي به سرش گرفت خانه
در
پاي به ناز پروريده
نعلين اديم زر کشيده
آراسته چون بهشت رويي
آماده
در
او هر آرزويي
بشنيد حديث عشق مجنون
صيت غزل چو
در
مکنون
برخاست عرابي و شتابان
رو کرد ز حله
در
بيابان
شد تيز به سويشان روانه
مجنون را ديد
در
ميانه
همخوابه چو ديده ماجرايش
او نيز بمرده
در
وفايش
زان واقعه ديد چون عرابي
در
کاخ حيات وي خرابي
در
کشمکش وفاش ناليد
رخساره به خاک پاش ماليد
نز دوست کسي سلامي آورد
در
پرسش من پيامي آورد
وان آهوي رفته
در
هوايش
خسبيد به خاک زير پايش
چون خاک وي آهوان بديدند
در
چشم سياه خود کشيدند
افتاد ميان اشک بسيار
چون عکس
در
آب جو نگونسار
آگه چو شدند همدمانش
در
خلوت راز محرمانش
کار تو ره وفا سپردن
در
شيوه مهر پا فشردن
با او باشم به کامراني
در
عشرتگاه جاوداني
گرداب شمر
در
آن عليلي
قاروره نمايي و دليلي
در
زاويه زوال يابي
عالم ز خزان بدين خرابي
آن روز نبود بي غباري
در
کار تو هيچم اختياري
نگذشته هنوز نوبهارش
در
جان ز خزان خليد خارش
خاکش به جوار دوست کندند
در
خاک چو گوهرش فکندند
زان خوشه کنم توشه خويش
گيريم ره نجات
در
پيش
در
برق ورق گشاد نتوان
بر نور وي اعتماد نتوان
اي نور ازل
در
آرزويت
از ظلمتيان بتاب رويت
معشوقه چو روي ازو بپوشيد
در
قطع ره فراق کوشيد
اين لطف که
در
سرشت داري
دارم به خداي اميدواري
صد بحرش اگر ذخيره باشد
آب
در
خانه تيره باشد
گردد ز لباس خط ناخوب
در
ديده عيبجويي معيوب
سکناتش به سکون راهنماي
روح را
در
کنف فضل خداي
زانچه
در
کارگه بوقلمون
از شکاف قلم آورد برون
خيز جامي که مناجات کنيم
روي
در
قبله حاجات کنيم
جرم بخشنده بخشاينده
در
بر بر همه بگشاينده
نوح
در
مهلکه طوفاني
پشت ازو يافت به کشتيراني
کس نکرده ست ز دل سنگيني
در
پاکيزه بدين رنگيني
غنچه دل چو شکفتن گيرد
در
وي آفاق نهفتن گيرد
بر
در
خود ندهي تسکينش
حرف تمکين نکني تلقينش
در
بلورين صدف چرخ کهن
نيست والاگهري به ز سخن
گاه
در
صومعه خوشحالان
نکته گويد به لب قوالان
پرده عاشق بيدل بدرد
پرده سان بر
در
معشوق برد
بايدت
در
سخن آسودگيي
پاک کن دل ز هر آلودگيي
سعدي آن بلبل شيراز چمن
در
گلستان سخن دستان زن
به
در
صومعه شيخ رسيد
از درون زمزمه شيخ شنيد
فاضلي وادي برهان پيماي
در
بيابان جدل جان فرساي
صوفيي ديد ز آلايش پاک
زده
در
چهره آسايش خاک
در
دلش تخم هدايت کاري
بر گلش ابر عنايت باري
سنگ بر بتکده آزر زن
در
جهان صيت خليلي افکن
اوست
در
صورت ليلي ظاهر
اوست از ديده مجنون ناظر
صفحه قبل
1
...
556
557
558
559
560
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن