نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان امير خسرو
خوش رفيقي او که گه گه
در
نظر مي آيدش
ليک حيرانم که دل بر جاي چون مي بايدش
زلف بر بالين و او
در
خواب خوش، وه کاي رقيب
با چنان تشويش دلها خواب چون مي آيدش
باغ رو، جانا، که نرگس
در
هواي روي تست
روي گل مي بيند، اما دل نمي آسايدش
سوخت جان و شعله اي نامد برون
در
پيش او
زانکه ترسم دل بسوزد ناگه از سوز منش
چون من از بازوي همت روز را بر شب زنم
در
نيارم سر به تاج روم و اکليل حبش
اي صبا، گوي ز من غنچه تر دامن را
چيست آن غنچه که پنهان شده
در
پيرهنش؟
خلق به هر کار و من برسر سوداي خويش
در
هوسي هر کسي من به تمناي خويش
او چشم داشت بر من، من زلف او گرفتم
تا بو که زنده مانم زان غمزه
در
پناهش
بينم شبت به خواب وز مستي و بيخودي
گويم به درد با
در
و ديوار خواب خويش
خوش وقت ما چو از پي مردن به چشم جان
بينيم خاک کوي تو
در
استخوان خويش
رفت از
در
تو خسرو و اينک به يادگار
از خون دل گذاشت به هر جا نشان خويش
اگر به باغ روم دل بگيردم
در
دم
که خون گرفته دل من به گوشه هاي غمش
وصال با وي ازين بيش نيست عاشق را
که کشته گشت و
در
آمد به زلف پر شکنش
به بازوي من گردن زده کي باشد اين دولت؟
که
در
گردن درآرم تنگ دستي چون گريبانش
ببوسي آستان کعبه، اي باد، ار رسي از ما
که ما گم گشتگان مرديم تشنه
در
بيابانش
خضر
در
کوي او ره گم کند زان شکل موزونش
تعالي الله مگر از آب حيوان ريخت بي چونش
نثاري گر کند چشمم به پيشت پا مزن، جانا
که حاصل شد به صد خون جگر هر
در
مکنونش
گهي کز
در
برون آيد به عياري و رعنايي
زهي تاراج جان و دل به هر سو کاوفتد هويش
گرفته آتش اندر جان و مي سوزد همه مستي
من از خود بي خبر، مشغول
در
نظاره رويش
به نرمي شانه کن
در
مويش، اي مشاطه کز دردش
رگ جان بگسلد ما را، مبادا بگسلد مويش
پروانه اي کش ناگهان شمعي به مهمان
در
رسد
خود را مگر بريان کند، ديگر چه مهمان داردش؟
نيايد گر چه هرگز از فرامش گشتگان يادش
غلام آن سر زلفم که
در
هم مي کند بادش
دلم مي شد به نظاره که باد افگند زلفش را
نيايد باز، ور خواهد که هم
در
ره شب افتادش
خزان ديده نهال خشک بود از روزگار اين جا
در
آمد باد زلف نيکوان، از بيخ بر کندش
چه جاي پند بيهوده دل شرگشته ما را
نه آن ديوانه اي دارم که بتوان داشت
در
بندش
صفحه قبل
1
...
5576
5577
5578
5579
5580
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن