167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان امير خسرو

  • سحرگه بکر غنچه ها باده ها خورده ست در پرده
    همه سرخي رو بدهد گواهي، گر نهان دارد
  • گرت بتي و شرابي ست وقت را خوش دان
    که در جهان به کسي عمر جاودان ندهند
  • خوش آن شبي که سرم زير پاي يار بماند
    دو ديده در ره آن سرو گلعذار بماند
  • چگونه بر کنم آخر که خاک بر سر من
    سري که در ره جولان آن سوار بماند
  • از ما چه آگهيست کسان را که تا به روز
    بي التفاوت در شب مهتاب خفته اند
  • اي گل، چو آمدي ز زمين گو چگونه اند؟
    آن رويها که در ته گرد فنا شدند
  • آن روز که جان بدهم در حسرت پابوسش
    بر خاک من آن بت را رفتار چه خوب آيد؟
  • ترکي که جست و جوي دل من جز او نبود
    او را دلي نبود که در جست و جو نبود
  • در حيرتم که يارب، از او بود اين کرم
    با خود به جاي او دگري بود، او نبود
  • رو، اي باد و تماشا ديگران را بر بسوي گل
    که ما را غنچه پر خون است، در گلزار نگشايد
  • مرا در کار خود کند است دندان، زان ترش ابرو
    بدين دندان که من دارم گره از کار نگشايد
  • زند بسيار لاف زهد و تقوي پارسا، ليکن
    همان بهتر که چشم خود در آن رخسار نگشايد
  • آه که صبر چون کند اين دل بي قرار من
    کز پي تنگي اندرو صبر و قرار در نشد
  • دل که به هديه دادمش کاين رخ زرد بنگرد
    سکه قلب داشتم زر به عيار در نشد
  • جان بسپردمش که تا کشته خود شماردم
    گر چه که کشتن رهي هم به شمار در نشد
  • دي به کرشمه مي شدي گشت چمن بسان گل
    شوخي گل که از حيا باز به خار در نشد
  • گشت غبار خنگ تو سرمه چشم و هيچ گه
    سرمه بدان نمط درين ديده تار در نشد
  • بر دل من فرس مران، زانکه به خانه گدا
    شاه اگر چه شد درون، ليک سوار در نشد
  • ناله خسرو از غمش رفت به گوش آسمان
    هيچ گهي به گوشت اين ناله زار در نشد
  • مبين زين سو که جانم از خيال مهره چشمت
    چو گنجشکي کزو بر خورده در تاباک خواهد شد
  • دل از نسيم تو صد جا دريد و چون ندرد
    حجاب غنچه ز بادي که پرده در باشد
  • تا تو خرامان چو کبک دي به چمن در شدي
    کبک برون شد ز باغ، جان به تگ پا ببرد
  • در گريه خون عاشقي کو خان و مان راتر نهد
    عاشق نخوانندش، مگر آنگه که جان راتر نهد
  • رود کرشمه کنان در ره و هزار چو من
    بمرده باشد هر سو، به خانه تا برسد
  • در گلشني که با گل و مل بوده ايم خوش
    آمد خزان و بويي ازان گوييا نبود