167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • منم اسرار دان در عشق امروز
    ميان سالکان در عشق پيروز
  • بر معني تو خوردستي در اينجا
    حقيقت جوهر هستي در اينجا
  • بر معني تو خوردي در بر شاه
    حقيقت بر گشادستي در شاه
  • به از من جمله ذراتست در وصل
    که ايشانند با من جمله در وصل
  • شبي در صحبت پيري بدم شاد
    نشسته در عيان عشق دلشاد
  • ز شوقت در کفن دائم بنازم
    ز ذوقت در قيامت سرفرازم
  • ز شوقت محو گردانم در آن خاک
    همه اجسام در تو تا شوي پاک
  • تو دانائي که در اين سر چگويم
    که از کويت فتاده در درونم
  • بجز تو در درون خود نيابم
    از آن در اندرون خود شتابم
  • تو در عطاري و عطار اينجاست
    ترا پيوسته در اسرار اينجاست
  • تو در عطاري و عطار باقيست
    از آن هيلاج در اسرار باقيست
  • هزاران نافه در هر بيت پنهانست
    که گويا جملگي در ذکر جانانست
  • حقيقت واصلت دانم در اينجا
    يقين سر حاصلت دانم در اينجا
  • ز جان در جان جان ايندم شدم باز
    کنون در عشقم اينجاگه سرافراز
  • عرض ماندست ريزان در سوي خاک
    رسيده جان و دل در جوهر پاک
  • همه واصل شده در قربت لا
    رسيده جملگي در عين الا
  • در اين آئينه دل همچو عطار
    يکي بين و يکي را در نظر دار
  • حقيقت اين دمت در آندم افتاد
    دم تو اينزمان در عالم افتاد
  • دمي داري تو در اسرار جمله
    که داري در يقين ديدار جمله
  • تو هستي بحر و جوهر در تو پيدا
    حقيقت بحر تو در شور و غوغا
  • دم بيچون در اينجا زن حقيقت
    ولي کن جمله در عين شريعت
  • هر آن سري که در هر دو جهانست
    در اين زيبا کتاب اينجا عيانست
  • بسي خونابه خوردستم در اينجا
    که تا اين گوي بر دستم در اينجا
  • عجب بوي تو در آفاق بگرفت
    در اينجاگه دل مشتاق بگرفت
  • علي بود در علم تحقيق
    که آمد مر مرا در عشق صديق