167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان امير خسرو

  • خلق در فرياد و تو خوش مي روي، من چون زيم؟
    وه که گر ناگاهي از من تير آهي بگذرد
  • دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
    اشک خونين ريخت جام و گل گريبان چاک زد
  • يارب، از هجر که در پوشيد نيلوفر کبود؟
    لاله از درد که داغي بر دل غمناک زد؟
  • با همه چشمي که نرگس باز دارد در چمن
    اهل بينش را نمي شايد قدم بر خاک زد
  • با وجود ساقي مه روي من در باغ حسن
    مي توان آتش درين مشت خس و خاشاک زد
  • مژده بر خسرو، اگر گويد شبي در گوش او
    عين عيد اينک علم بر گوشه افلاک زد
  • خوبرو آن به که باشد آب و آتش در جهان
    تا وجود عشقبازان خاک و خاکستر بود
  • از سر کو آن پري چون ناگهان پيدا شود
    جاي آن باشد که مردم در ميان شيدا شود
  • ماه رويا، کي رسد در آفتاب روي تو
    شمع را هر چند سر تا آسمان بالا شود
  • از تو دل چون آبله خون گشت در دنبال تو
    اشک را از بس دويدن آبله برپا شود
  • سبزه تر برکشيدي زان رخ چون آفتاب
    راز من چون سبزه مي ترسم که در صحرا شود
  • مي خلد بر جان من آن خط که بر لب مي کشي
    مارکي شيرين شود با آنکه در خرما شود
  • خسرو، از بهر تو اندر ديده خود جاي ساخت
    چشم مي دارد که در کوي وصالش جا شود
  • تا چه ساعت بود، يارب، کان مسلمان زاده شد
    کافت اندر سينه و انديشه در جان زاده شد
  • مه غلام اوست، ار در پيش يوسف سجده کرد
    او به دهلي زاد، اگر يوسف به کنعان زاده شد
  • تا بديدم در لبش، خون دل از چشمم بريخت
    ياغي خوني که رفت آن مسلمان ديده شد
  • دي رهي ديد آن پري را و ز سر ديوانه شد
    وز سر ديوانگي در پيش آن عياره شد
  • ديد چون ديوانگي من، بزد بر سينه سنگ
    سختي دل بين که بستد سنگ و در نظاره شد
  • گر نمي بينم دمي در روي او غم مي کشد
    ور کسي پهلوي او مي بينم آن هم مي کشد
  • زلف را زين گونه، جانا، هم مده رشته دراز
    کو هزاران بسته را در زير هر خم مي کشد
  • از کرشمه خلق را تا مي تواني مي کشي
    ور کسي از تو رها شد زلف در هم مي کشد
  • خسروا، کي غم خورد، گر تو بميري در غمش
    آنکه صد همچون تو عاشق را به يک دم مي کشد
  • هر کسي را در بهاران دل به گلزاري کشد
    وين دل بدروز من سوي جفا کاري کشد
  • اي به خواب خوش بگويم با تو از شبهاي خويش
    غم مباد اين سرمه را در چشم بيماري کشد
  • چند تن در مسجد و دل گرد کوي شاهدان
    خرم آن کو آشکارا باده با ياري کشد