نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان امير خسرو
سنگدل يارا، اثر
در
تو نکرد آهي که آن
کشت اهل درد را بيدرد را افگار کرد
هر چه خسرو پيش ازين
در
پيش خوبان سجده کرد
پيش محراب دو ابروي تو استغفار کرد
در
شب هجران که روزي هيچ دشمن را مباد
مي رود عمر عزيزم چون سر زلفت به ياد
در
غمت گر رفت خسرو از جهان، عمر تو باد
ليک خواهد خواست روز محشر از دست تو داد
اي که بردي آبروي من ز آه دل بترس
چون مرا
در
جان زدي آتش، مشو غافل زدود
قصه ما با تو از ليلي و مجنون
در
گذشت
خسرو و شيرين چه باشد، وامق و عذرا چه بود
عشق ازان بالاتر است آري که خسرو را به زور
گاه پيري سر برد پيش جوانان
در
سجود
سرو کز بالاي خود
در
سر کند باد، آن مبين
آن نگر کش باد پيشت خاک بر سر مي کند
رو، برون، اي جان معزول، از درون من که عشق
شغل جان
در
سينه با جانان مقرر مي کند
مردم چشمم که مي گردد به گرد روي تو
طفل را ماند که
در
مهتاب بازي مي کند
چشم من دور از تو، گر غرقه به خون گردد سزاست
ز آشنا بيگانه و
در
آب بازي مي کند
مي رود
در
خون هر سرگشته اي دامن کشان
پس به آب چشم من دامن نمازي مي کند
مردم چشمم ز بهر سجده پايت را چو يافت
خاک پايت
در
دل دريا تيمم مي کند
مست آن ذوقم که شب
در
کوي خويشم ديد زلف
کيست اين؟ گفتند درويشي گدايي مي کند
دي شنيدم مي رود
در
جستنم تا بکشدم
اي فدايش جان خسرو وه که ياري مي رود
خون چندين بي گنه
در
بند دامن گير تست
واي اگر آن مست من دامن کشان بيرون رود
در
دل من جايگه تنگ است و تو نازک مزاج
راه ده تا جان مسکين از ميان بيرون رود
بگذر از بالين من کاسان شود مردن از آنک
دل چو
در
حسرت بود دشوار جان بيرون رود
در
هوايش آنکه پندم مي دهد، گر بيندش
دانمش مرد، ار سر خود زين هوا بيرون برد
نوش باد آن مست را باده که
در
هنگام نوش
دعوي زهد از سر صد پارسا بيرون برد
گفتمي اول که
در
جانت کشم، آن لحظه اي
کيست کو بشکافد اين جان و ترا بيرون برد؟
مي کند بيرون و مي گويد، مرو از
در
برون
خسروا، بين کاين لطيفه هر کجا بيرون برد؟
صد گله دارم، ولي آن رو چو آيد
در
نظر
کيست کان ساعت زبانم را به گفتار آورد؟
اي صبا، جانم ببر،
در
خاک کويش کن نثار
گر درين ره نگذرد آخر به راهي بگذرد
نيست آن دولت که بوسم پاي ميمونت، ولي
پاي آن بوسم که
در
کوي تو گاهي بگذرد
صفحه قبل
1
...
5564
5565
5566
5567
5568
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن