نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
در
مذهب رهرو سبکبار
باري نبود گرانتر از عار
در
بار گران ميفکنيدم
وين پشت خميده مشکنيدم
در
پاکي طبع نيست عاري
بر چهره فخر ازان غباري
گفتي ليلي ازين فسانه
رسوا گشته ست
در
زمانه
دلالگي جمال دلدار
ني عيب
در
او و نه عار
آن کجرو کج نهاد کج دل
در
دايره کجيش منزل
در
هر نفسيش باد مرگي
وز زندگيش مباد برگي
پا ميخ شکاف سنگ بادش
سر
در
دهن نهنگ بادش
بر کوهه زين همه سواران
در
کوه و دره شکارکاران
نوفل نامي
در
آن ميانه
چون مهر يگانه زمانه
در
گردن آن پري شمايل
بازوي تو را کنم حمايل
سر
در
ره هوشمندي آورد
خاطر به خردپسندي آورد
نوفل شد ازين تفاوت آگاه
دانا دلي اوفکند
در
راه
آن سخت جواب تلخ گفتار
بگشاد
در
سخن دگر بار
در
خاک نهفته به نگاري
کافتاده به دست خاکساري
قيس هنري هنروري کرد
در
معرکه شان دلاوري کرد
حرفي که نه دانشش نگارد
در
نامه سياه رويي آرد
در
خواه ازين ستيزه کاران
تا رسم ستيزه را گذاران
ور هستي ازين حيات دلگير
در
غمکده فراق مي مير
در
طوق جفا چنان گلويي
لايق نبود به هيچ رويي
موسي وارش به کف عصايي
در
ديده گرگ اژدهايي
در
خيمه خود نشسته تنهاست
چون ماه ميان هاله يکتاست
باشد که زنم چنانکه داني
طبل طربي
در
او نهاني
ليکن بنشين دمي که شايد
بر ما
در
روزيي گشايد
مستان همه
در
خمار چشمش
آهو چشمان شکار چشمش
کز مشعله دار خرده بينش
محکم شده پاي
در
زمينش
در
بازي و رقص نوغزالان
با يکديگر چو خردسالان
افتاده بنفشه از ذليلي
در
فرقت اوست جامه نيلي
گفتند بترس ازين دليري
مپسند
در
آنچه گفت ديري
زنجير من ار برآرد آواز
در
مجلس عاشقان شود ساز
فرمود خليفه تا کثير
آن
در
ره اهل عقل خير
در
مجلس خاص حاضر آمد
دهشت بر آن مسافر آمد
گفتا که نخست
در
برابر
آماده کنيد کلک و دفتر
در
وي صفت جمال ليلي
بي بهرگي از وصال ليلي
بيماري قيس
در
فراقش
خونخواري وي ز اشتياقش
در
مقطع او بريدن اميد
از طلعت آن خجسته خورشيد
در
طي صحيفه عنايت
خواهيم ز مير آن ولايت
همسلک کنيم
در
و گوهر
مقصود دلت شود ميسر
دامن ز عطاي او بيفشاند
در
وادي عشق بارگي راند
از سايه گوزن دل بريده
در
سايه شاخ خود خزيده
اين قافله روي
در
کجايند
محمل به کجا همي گشايند
گفتا همه روي
در
حجازند
بر نيت حج بسيچ سازند
در
سايه مدار روي اميد
زانسان که شود حجاب خورشيد
از تيرگي حجاب بگذر
وز سايه
در
آفتاب بنگر
آن کعبه روي حجازي آهنگ
در
باديه فراخ دلتنگ
روزان و شبان
در
آرزويت
تنها منم و خيال رويت
خوشحال تو
در
غمم که باري
گفتن داني به غمگزاري
آن روي به مشعر حرامش
وين
در
غم شعر مشکفامش
در
خاتم مهتريش انگشت
سردار قبيله پشت بر پشت
در
پرده چه ديد آفتابي
بل کز رخش آفتاب تابي
صفحه قبل
1
...
554
555
556
557
558
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن