نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.14 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
رباطيست گيتي دو
در
ساخته
پي رهروان رهگذر ساخته
ببخشود بر فارسي گوهران
به نظم دري
در
نظم آوران
هر رو که
در
آشنايي توست
از پرتو رهنمايي توست
در
دست نماند قوت کار
وز پاي برفت زور رفتار
نظارگيان اين کهن دير
در
مرحله نظر سبک سير
هر جا بينند رشته تابي
در
گردنشان شود طنابي
هر جا خوانند تازه حرفي
در
نامه ز خامه شگرفي
هر لاله که
در
حريم باغيست
از نور هدايتش چراغيست
راسخ قدمان باغ دايم
در
طاعتش ايستاده قايم
در
جيب تو خاتم خلافت
تابان ز قفايت از لطافت
شاهان به صفا موافق آهنگ
وز سگخويي سپاه
در
چنگ
جان بر شرف لقايشان باد
دل
در
کنف وفايشان باد
بر خيل رسل اماميت داد
در
سير سبل تماميت داد
اين هفت بساط
در
نوشتي
وز چار رباط درگذشتي
در
منزل مه مقام کردي
کار وي ازان تمام کردي
در
چاوشي رهت کمر بست
وز فخر کلاه گوشه بشکست
چو سايه فتاد
در
قفايت
تا سرمه خرد زخاک پايت
از اختر پر دوازه برج
همچون از
در
دوازده برج
زان گير قياس دردمندان
در
جذبه عشق دلپسندان
دل بست به طرفه نازنيني
در
مجلس انس خرده بيني
جست از کلکم
در
آن شکرريز
شيرين سخنان شکر آميز
در
نکته وري زبان گشادند
داد سخن اندر آن بدادند
در
مشت من است دجله حقا
حقابه نبايدم ز سقا
در
لجه فيض نيست امساک
ليکن قحط است خاطر پاک
تا حاضر صبحدم نشينيم
در
پرتو آن به هم نشينيم
خلقي زيشان درين شب تار
بودند
در
اقتباس انوار
در
شعر چو زان سخن برآيد
زين قافيه خوبتر نشايد
شد
در
صف اين بساط آفات
با شاهرخي قرينه مات
آن گشت به عادلي نکونام
در
روض رضا گرفت آرام
بگشاده دري به ميزباني
در
داده صلاي ميهماني
سادات عرب به چاپلوسي
پيش
در
او به خاکبوسي
سرو قد گلرخان دلجوي
چوگان شده
در
هواي آن گوي
افتاد
در
آن گروه جوشي
برخاست ز جان شان خروشي
گرداند بر آن پريرخان پشت
وآورد زمام ناقه
در
مشت
گفتند که
در
فلان قبيله
ماهيست چو حور عين جميله
در
حله ناز ديد سروي
چون کبک دري روان تذروي
سيمين سيبي گرفته
در
مشت
حلقه شده گرد سيبش انگشت
گشتند به روي يکدگر خوش
در
خرمن هم زدند آتش
در
ظلمت چاه مغرب افتاد
شد عرصه دهر ظلمت آباد
در
سينه فروخت آتش او
شد سوي برون عنانکش او
ناگاه گروهي از کرانه
حايل گردند
در
ميانه
بردند به سر چنانکه داني
در
شيوه عشق زندگاني
هر روز که بامداد کردي
در
کار خود ايستاد کردي
عنوانکش اين صحيفه درد
در
طي صحيفه اين رقم کرد
ليلي پرسيد کاي يگانه
در
مجمع عاشقان فسانه
در
نقد وفاش هيچ شک نيست
محتاج گواهي محک نيست
در
هر محفل که جاش کردند
مجنون مجنون نداش کردند
در
کارگه سپهر دوار
بهتر نبود ز عاشقي کار
ياري بودش
در
آن قبيله
قايم به مساعي جميله
شيرين کاري سخن گزاري
در
پرده عشق رازداري
صفحه قبل
1
...
552
553
554
555
556
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن