167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

کليله و دمنه

  • پاي بر دنيا نه و بردوز چشم نام و ننگ
    دست در عقبي زن و بربند راه فخر و عار
  • ... زاغ بپريد و موش در سوراخ گريخت صياد برسيد ، پاي دام آهو بريده ...
  • ... بدان راضي نگردند و در قلع و استيصال ما کوشند. ...
  • ... تحرز بوجهي که مرگ در مقابله آن غالب باشد ستوده نيست ...
  • ... ضعيف نشمرد ، که در مقام غرور افتد ، و هرکه مغرور گشت هلاک شد و ...
  • ... رفت و روشنايي ماه در آب بديد ...
  • گفت :در معني ترک جنگ کراهيت خراج و تحرز از جلا آنچه فراز آمده ست ...
  • ... رفتند برکت ، بيچاره در زير کت رفت تا باقي خلوت را مشاهدت کند. ...
  • ... آيد بسوزد و هرکه در غار بماند از دود بميرد. ...
  • ... گويند «پادشاهان را در تحصين خزاين اسرار احتياط هرچه تمامتر فرض ...
  • ... که: کدام خصلت او در چشم تو بهتر آمد و دلايل عقل او بدان روشن تر ...
  • در جمله ذکر پيري و ضعف کارداناه فاش شد ، و حشمت ملک و هيبت او ...
  • در ميان آب دودي بسر او برآمد و چشمهاش تاريک شد ، و با خود گفت: ...
  • موش گفت: هرکس که در وفاي تو سوگند بشکند پشت و دلش بزخم حوادث ...
  • ... بردند و مثال داد تا در تعهد او و فرخ او مبالغت نمايند. ...
  • ... نتواند گذشت که در صيانت ذات خود آن قدر مبالغت نمايند که بنزد ...
  • خاصه در ايام شاهي کز پي انصاف او
    کهربا را نيست آن يارا که گردد گرد کاه
  • در جمله بايد که اندازه اخلاص و مناصحت و هنر و کفايت آن کس که در ...
  • ... تقويت احساني است که در باب من مي فرمايد بعاطفت و رحمت و انصاف و ...
  • ... بفرستاد تا گوشت در منزل شگال بجستند ، لابد بيافتند و بنزديک شير ...
  • ... محال دشمنان را در ضمير ، مجال تمکن داد ...
  • گفت: گويند «در دل بنده تو وحشتي حادث شده است بدانچه در حق او ...
  • ... بحقيقت بدانسته که در جفا صبور باشي و در نعمت شاکر ، و اين هر دو ...
  • ... اعراض کرد و روزگار در عبادت مستغرق گردانيد و با خود انديشيد: ...
  • هرانک او در تو دل بندد همي بر خويشتن خندد
    که جز همچون تو نااهلي چو تو دلدار نپسندد