167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

کليله و دمنه

  • ... چيست ؟ گفت :آنچه در سابق تقدير رفته است جف القلم بما هو کائن ...
  • ... موجب بدگماني باشد در حق اخيار ، و اين نوع ممارست بخطا راه برد ...
  • گويند که بطي در آب روشنايي ستاره ديد ، پنداشت که ماهي است ، قصدي ...
  • ... و گرگي و شگالي در خدمت شيري بودند و مسکن ايشان نزديک شارعي عامر ...
  • ... ، و يک جفت ازان در ساحلي بودندي ...
  • امشب ببايد رفت و در ميان آن ببود و ، فردا چون قاضي بيايد گواهي ...
  • ... کوتاه کن و درازکشي در توقف دار ، که اين کار اندک موونت بسيار ...
  • يک قطره ز آب شرم و يک ذره وفا
    در چشم و دلت خداي داناست که نيست
  • ... بطلبيدند و ندا در شهر افتاد بازرگان گفت :من بازي را ديدم کودکي ...
  • ... مواصلت و ملاطفت در توقف دار. دمنه گفت که: ...
  • ... بعضي از نزديکان تو در کتمان آن مرا وصايت کرده است. ...
  • ... اسرار و تاکيد علما در تجنب ازان مقرر است و الا تمام بازگفته ...
  • ... رغبت نمودن است در محاسن صواب و عزيز گردانيدن خدمتگاران مرضي اثر ...
  • ... جاي موعظتست اگر در محل قبول نشيند ، و هنگام مثل است اگر بسمع ...
  • ... معشوق مي داشت ، در حال چادر بکتف گردانيد و آنجا رفت. ...
  • ... خجلت که از جهت من در رنج افتي ، و دوم آنکه مرا بيش اميد خلاص ...
  • ... نهاد ، و ذکر آن در افواه افتاد ...
  • ... نادان داد ، بخورد و در حال سرد گشت. ...
  • ... هرکه گواهي دهد در کاري که دران وقوف ندارد بدو آن رسد که بدان ...
  • ... شنودي ، تا آن مرا در کشتن دمنه بهانه اي باشد. ...
  • زاغي در حوالي آن بر درختي بزرگ گشن خانه داشت. نشسته بود و چپ و ...
  • والا در مذهب من منع سائل ، خاصه که دوستي من بر سبيل تبرع اختيار ...
  • و هر که در دوستي کسي نفس بذل کند درجه او عالي تر ازان باشد که ...
  • ... گوشهاي کمان بجست ، در گردن گرگ افتاد ، و بر جاي سرد شد. ...
  • ... بقضا و حسن مصابرت در قناعت اصل توانگري و عمده سروري است ...