167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... داشتم. گزنده بسيار در وي افتاده بود و مرا مي خوردند، ناگاه از ...
  • ... «يا ابراهيم! آنچه در جيب داري بينداز، تا آنچه در غيب است بيرون ...
  • دست در کردم، چهار دانگ نقره بود که فراموش کرده بودم و در آنجا ...
  • ... (يکي بيامد و گفت: «در گذاشتن ملک بلخ چه يافتي؟») سوزنش در دجله ...
  • ... مي آمد خرگوري را در بينش گرفته مي آورد. بگرفتند و بکشتند و کباب ...
  • ... نيست. بعضي گويند: در بغداد است و بعضي گويند: در شام است. ...
  • ... بلال خواص گفت: در تيه بني اسرائيل مي رفتم. يکي با من افتاد. در ...
  • نقل است که در مرض موت بود که يکي درآمد و از دست تنگي روزگار ...
  • ... چيست؟». گفت: «دوش در سجده چشم من در خواب شد. خداي را - جل جلاله ...
  • شيخ آن را در دست ماليد و باد در او دميد. سه پاره ياقوت شد که ...
  • ... نيست که با قويي در پيوندد». او درآمد و گفت: «اين چه سخن است؟». ...
  • ... روز دگر پشمينه در پوشيد و بيامد و در کار آمد، تا از جمله ...
  • در حال آن تخت در حرکت آمد و گرد خانه بگرديد و باز جاي خود آمد. ...
  • و اگر به رحمت در تو نظر نمي کند، به عنف در تو نگرد. درويش برفت و ...
  • و گفت: «صحت تن در اندک خوردن است، (و) صحت روح در اندکي گناه ». ...
  • ... «بدان که: خوف آتش در جنب خوف فراق به منزلت يک قطره آب است که در ...
  • ... گفت: آن يک نيمه در فراز کن! من وقت سحر مي پيمودم تا نيمه راست ...
  • ... خريده بود. (اندکي) در خرقه بست و به بسطام آورد. چون باز گشاد، ...
  • ... ماند، و اگر زبان در حرکت مي آمد، دل از کار مي شد. همه شب در اين ...
  • ... رفت با اصحاب خود. در تنگنايي سگي مي آمد. شيخ بازگشت و راه به سگ ...
  • ... بيرون باشيد تا ما در رويم و او را زيارت کنيم. هر هزار در رفتند ...
  • ... گه که اهل دوزخ در دوزخ قرار گيرند و اهل بهشت در بهشت، و قيامت ...
  • ... ». شيخ آن انکار در وي بديد. گفت: «به فلان کوه غاري است و در آنجا ...
  • ... من غالب آيد که در آن حالت با خود نباشم. مرا غيبت کند و در لعنت ...
  • يعني چنان در حق گم شده بودم که هيچ نمي دانستم. اگر مي ديدم، حق ...