نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
گوهري کزوي بيايد ديده معني صفا
در
جهان پيدا نشد هر چند خاکش بيختم
مايه ديريم عرفي عشوه
در
کعبه نيز
مدتي پارنجها از پرده مي انگيختيم
گلي ناچيده بوئي ناکشيده زين چمن رفتم
بتلخي رفتم اينک
در
ميان اين سخن رفتم
وگر
در
سايه طوبي برد خوابم محالست اين
که غمهاي تو بر بالين نيازد صد شبيخونم
آن کشته ايم کز اثر نوحه هاي خويش
صد بار جامه
در
بر قاتل شکافتيم
در
جست و جوي لذت زخم نهان تو
هر موي کشتگان ترا دل شکافتيم
مي گفت به يعقوب محبت که بسي ما
دلهاي پدر
در
غم فرزند شکستيم
تا کام تو عرفي ثمر آلوده نگردد
در
باغ طرب نخل برومند شکستيم
از شورش غم با
در
و ديوار بحرفم
رفت آنکه بآسوده دلان غم نفروشم
در
آتش آمديم و فغاني نداشتيم
بوديم شمع شوق و زباني نداشتيم
ميلي نداشتيم بسوداي کس ولي
در
هيچ شهر نرخ گراني نداشتيم
عرفي از مردم آلوده پريشان شده ايم
دست
در
دامن پاکيزه نهادي بزنيم
رفتيم و با غمت دل محزون گذاشتيم
جان را بصيد گاه تو
در
خون گذاشتيم
رفتيم و
در
زمانه زغم نامه هاي تو
نشنوده غم تو به مجنون گذاشتيم
رفتيم عرفي از چمن وصل نااميد
در
دل هواي آن قدموزن گذاشتيم
منم که بهر دل اسباب داغ ميدزدم
نسيم گلشن غم
در
دماغ ميدزدم
دل
در
دعاي کام نفس برنياورد
اين شعله ننگ نسبت اين دود شسته ايم
اي که باز افکنده
در
تيغ گاه رغبتم
گر متاع غم بود بکشا که اکثر ميخرم
در
سررشت من قبول شيوه انکار نيست
ساده لوحم هر چه بفروشند يکسر ميخرم
هر متاعي کز نگاهش ميخرم
در
بزم وصل
مي نشينم گوشه وزخود مکرر ميخرم
از بس که روي گرم بهر سو گذاشتيم
صد داغ شعله خيز
در
آن کو گذاشتيم
از شرم ناکسي نگشوديم ديده را
الماس فتنه
در
ته پهلو گذاشتيم
هر گوهري که دل زتعلق گرفته بود
در
دامن کرشمه دلجو گذاشتيم
امروز
در
زيارت دل سير ميکند
آن سر که دوش برسر زانو گذاشتيم
از دل اين شعله چو داغ صنم افروخته ايم
آتش بتکده را
در
حرم افروخته ايم
صفحه قبل
1
...
5504
5505
5506
5507
5508
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن