نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
گربکشتي از فراقم سوختي منت منه
من که
در
دوزخ بزندان هلاکم بهتر است
سلمي طلبي چشم قدم شو که
در
اين دشت
غماز جرس همره جمازه کس نيست
عرفي مرو از ميکده
در
صومعه کانجا
کس را غم مخموري و خميازه کس نيست
عرفي دل ما چو طره يار
در
پنجه پيچ و تاب بشکست
عشق آفت سلطان بود آرايش بنده
اين مسئله
در
نسخه محمود واياز است
يارب تو نگهدار دل خلوتيان را
کان مغبچه مست ست و
در
صومعه باز است
اين قهقهه عيش که با کبک دل ماست
باور نتوان کرد که
در
چنگل باز است
عنايت تو چنان زد صلاي معموري
که
در
ديار محبت دل خراب نماند
بده بدست عناني عنان عرفي را
مبين که نيم قدم
در
ره صواب نماند
بنازم شيشه مي را که خوش مستانه ميگريد
سري خم کرده و
در
دامن پيمانه ميگريد
تا ابد مشهد مانکهت دل خواهد داشت
بوي گل نيست که
در
فصل خزان گم باشد
ز صورت بلبل اندر بوستان فرزانه ميگريد
جنون مست از نواي جغد
در
ويرانه ميگريد
کجا
در
روز محنت غمگسار کس شود عرفي
که ميگريد بروز خويش و بيدردانه ميگريد
دم عيسي بخنداند گل اميد صيادي
که
در
فصل بهاران دام او مرغ چمن گيرد
شدم
در
گوشه تنها که ريزم خون خود عرفي
مبادا وقت مردن ناشناسي دست من گيرد
چراغي روشنست از عشق او
در
مجمع هستي
کز آواز فروغش ميگدازد بنده ميسوزد
دل خوش کن مردان خرابات بود عشق
عشاق
در
کعبه و بتخانه نگيرد
هر کس که
در
بهار بصحرا برون رود
عيش آنگهي کند که بذوق جنون رود
آنها که آهوان حرم را کنند صيد
در
آرزوي ناوک صيد افکن من اند
منماي زاهدا
در
اهل ندامتم
آنانکه رهبرند ترا رهزن من اند
در
دم افزود روز گونه وصل
که سزاي شب دراز نداد
فروغ مشعله شمع راه تيره دلان
چراغ
در
دل شبهاي واج مي طلبند
گذر بکوچه همت مبادشان عرفي
که کام دل ز
در
احتياج مي طلبند
با آنکه نميداد امان سيلي فقرم
دائم سرمن
در
هوس تاجوري بود
در
بسته انديشه بجز خار نديدم
گلها همه درخوابگه بيخبري بود
صفحه قبل
1
...
5501
5502
5503
5504
5505
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن