نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
مصطفي گفت مي رود شيطان
همچو خون
در
مجاري انسان
باصره از دو ديده روشن
در
حريم سخط کند روزن
باشد القصه
در
همه اندام
فعل ابليس را تصرف عام
عارفي
در
طريق حق سندي
گشت مهمان صاحب خردي
جان او
در
تجلي صمدي
دارد از حق تسلي ابدي
ارض چه بود، حقايق اعيان
مستقر
در
نشيمن امکان
بود اعيان باسرها و صفات
مندمج
در
نخست رتبه ذات
کرد بيرون ز پاش شلوارش
بست کالاي خويش
در
بارش
چون
در
مدح عاشقان سفتند
تتجافي جنوبهم گفتند
هرگز آن ابله سفله پيشه
نکند
در
دل خود انديشه
از جهالت
در
آن تعلل کرد
وز شناساييش تجاهل کرد
بوفراس آن سخنور نادر
بود
در
جمع شاميان حاضر
ذکرشان سابق است
در
افواه
بر همه خلق بعد ذکرالله
ساخت
در
چشم شاميان خوارش
حبس فرمود بهر آن کارش
مادح اهل بيت
در
معني
مدحت خويشتن کند يعني
زانکه مدح از مناسبت خيزد
جنس
در
مدح جنس آويزد
هنري جا نکرد
در
دلشان
که به کوشش نگشت حاصلشان
حبذا قابلان اين دوران
کز حسب آنچه بود
در
امکان
بعد ازان پاي سعي فرسودند
در
نسب راه کسب پيمودند
مصطفي را ز فضل رباني
گشته ام
در
متابعت فاني
شاد زي از عنايت مولي
در
حماي حمايت ليلي
ليک چون
در
عدد شود ساري
رو نمايد تعددي طاري
چنبر چرخ حلقه
در
او
حلقه قدسيان ثناگر او
به لباس ملوک ارزنده
ليک خود را نهفته
در
ژنده
سر ايشان ز قيدها مطلق
در
حقيقت هميشه مستغرق
در
نيابد دل پريشانش
نرهاند ز چنگ ايشانش
گله چه بود جماعت ياران
در
ره جذب عشق همکاران
ديگري خاشع آنچنان باشد
که
در
احوال او عيان باشد
زنگ انکار از دلم بزدود
در
اقبال بر رخم بگشود
زانکه
در
ديده موي ناهنجار
مايه مويه گردد آخر کار
ليک بهر حقوق پيشينه
داري آن را نهفته
در
سينه
در
بيان عقايد اسلام
کافي اندر بيان آن و تمام
همه از وصمت عناد مصون
مستقر
در
مقام لايعصون
قسم ديگر مدبر اشباح
متصرف
در
آن صباح و رواح
فصحاي عرب اگر به تمام
سحر ورزند
در
اداي کلام
وان خلافي که داشت با حيدر
در
خلافت صحابي ديگر
فسحت قبر او بيفزايند
روزني
در
بهشت بگشايند
ور نگويد جوابشان
در
خور
آهنين گرزي آيدش بر سر
وان که ضعفي بود
در
ايمانش
نبود زان گذشتش آسانش
جاودان
در
مقام خود باشد
هرگزش دل ز غصه نخراشد
آمدن
در
صور کمال جلاست
ديدن آن کمال استجلاست
روز بودي به شغل مهماني
شب
در
انديشه خدا خواني
بانگ تسبيح و نعره تهليل
بر گرفتند
در
جوار خليل
نيست
در
مذهب مسلماني
جز به اتمام ذبح قرباني
قدسيان گوهر ادب سفتند
در
جواب خليل حق گفتند
هاي و هويي فکند
در
ملکوت
ذکر ذوالکبرياء و الجبروت
ماندش آن صورت پسنديده
چون سياهي ديده
در
ديده
زده بعد از جواني گذران
دست
در
کارسازي دگران
چون لبش
در
فسون بجنبيدي
بر خود افسونگران بلرزيدي
ور زبان
در
فسانه بگشادي
مالش صد فسانه خوان دادي
صفحه قبل
1
...
548
549
550
551
552
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن