نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
ناياب گوهريست مرادم وگرنه من
در
يوزه از توانگر و درويش ميکنم
نه يوسفم ، ز چه محتاج ياري دلوم
نه يونسم ، زچه
در
قيد سينه حوتم
در
دل گذشت يار و فرو ريختم بدل
پيغامها که داشت نهان از صبا لبم
مهر منما و مجو از من که من اين جنس را
غايبانه ميفروشم
در
برابر ميخرم
گر
در
زمانه يار وفادار ديدمي
معلوم او شدي که ازو باوفاترم
تنها نشين گوشه ميخانه خوديم
گنج غميم و
در
دل ويرانه خوديم
همتي ياران که
در
دفع هوس رو ميکنم
بر لب کوثر بداغ تشنگي خو ميکنم
باز دل را ميفشارم
در
کف عشق صنم
خون اسلامش روان از هر سر مو ميکنم
ميفروشم داغ و نقد گريه ميگيرم ز خلق
مي ستانم آب و آتش
در
ترازو ميکنم
در
معامله دربند ، مي فروش ، که من
حريف عشقم و از جام خويشتن مستم
در
شب گذشت عمر و نديديم روي صبح
اي بخت از گراني خواب تو سوختيم
سر خود را زمي صحبت خود گرم کنيم
در
دل عافيت انديشه باطل شکنيم
زخم ناسور بصد عجز خرد نيش زجاج
شيشه زهر چو
در
انجمن دل شکنيم
ازرنگ و بو دورم ولي
در
روضه بهر باغبان
با ياسمين ورزم ادب تعظيم شمشادش کنم
نقد اميد حريفان همه
در
کعبه ماست
وين عجبتر که غلط باخته و کم زده ايم
عرفي از باده غم نشاه شادي مطلب
اين نه جاهيست که
در
انجمن غم زده ايم
زخمي شوق توام سينه جوشان دارم
خانه
در
کوچه الماس فروشان دارم
کي مسلمان کندم صحبت اصحاب حرم
که
در
آن زمره بسي حلقه بگوشان دارم
اعظا
در
گذر از قافله من که متاع
همه گوش است ولي نذر خموشان دارم
پاي شهباز سلامت بگشائيد که من
نيم آن مرغ که
در
چنگل شهباز افتم
دردا که فاش
در
غم جانانه سوختيم
وز درد و داغ محرم و بيگانه سوختيم
گو شمع برفروز ببزم طرب که ما
بيرون
در
ز غيرت پروانه سوختيم
کس راه گم نکرد که خضر رهي نيافت
ما
در
ميان کعبه و بتخانه سوختيم
ياران هميشه
در
طرب و ما تمام عمر
کنج غمي گرفته غريبانه سوختيم
در
ديده من حسن فرو ريزد و عشوه
باز اين سر شوريده بزانوي که دارم
صفحه قبل
1
...
5488
5489
5490
5491
5492
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن