نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
از هدايه فتاده
در
خذلان
وز بدايه نهايتش حرمان
صد مجلد کتاب بنهاده
در
عذاب مخلد افتاده
موي
در
سر سفيدي افکندت
سر مويي نمي شود پندت
کاملان چون
در
سخن سفتند
اعذب الشعر اکذبه گفتند
مستمر بر مکارم اخلاق
مشتهر
در
مجامع آفاق
ننهاده ست هيچ کس خواني
در
همه شعر بهر مهماني
در
حقيقت کمال او آنست
کز وجودش مراد يزدانست
همچنين از حقايق عالم
همه چيزي بود
در
او مدغم
خلق را
در
ظهور پيدايي
هستي اوست علت غايي
هر جمال و کمال فرخنده
که بود
در
جهان پراکنده
صفت علم را ببين مثلا
جلوه گر
در
مجالي علما
بود جمله شئون حق ز ازل
مندرج
در
تعين اول
همه بالذات متحد با هم
همه
در
ضمن يکدگر مدغم
در
ميانشان تعدد و تمييز
خارجا منتفي و علما نيز
بعد ازان
در
تعين ثاني
شد مفصل شئون پنهاني
عکس باطن نمود
در
ظاهر
گشت امکان وجوب را ساتر
هيچ موجود نيست
در
عالم
که شناسد حقيقت آدم
هست
در
وي هنوز بالقوه
فهي بالفعل غير ممحوه
شود اندر خداي همواره
چون غذا محو
در
غذا خواره
خانه
در
کوي انزوا کردن
رو به ديوار عزلت آوردن
استعاذت که امر کرد بدان
ايزدت
در
قرائت قرآن
ز آيت لايمسسه الا
آمدي
در
شمار مستثنا
آنچه مستخلف از ترفع شان
داشت بنمود
در
خليفه عيان
نقد عمرت ز فکرت معوج
خرج شد
در
رعايت مخرج
صرف کردي همه حيات سره
در
قراآت سبعه و عشره
مخلص مخلصي که
در
قرآن
انبيا راست نازل اندر شان
ليک فکري که
در
سراچه روح
بگشايد هزار باب فتوح
متقارب نهاد
در
ره گام
متجانب ز طفره نظام
رشته صحبتش ز کف مگذار
زانکه موييست
در
رسن بسيار
عزلت هوش آنکه غير خداي
در
حريم دلت نيابد جاي
گاه هم پنجه ددت سازند
گاه
در
دام ديوت اندازند
پيروان
در
عتاب با آنان
ورد لامرحبا بکم خوانان
تنفس محنت گريز راحت جوي
داردش
در
ره اباحت روي
کرده وهم و خيال بيباکان
مندرج
در
عبادت پاکان
خالي از داغ صاحب تمغا
در
همه شهر افکند غوغا
زاهدي مي گذشت
در
راهي
فاسقي را بديد ناگاهي
در
گناه عظيم افتاده
ره به سوي جحيم بگشاده
کرده نقل از زبان معتمدي
در
حکايات اهل دل سندي
دل برون زو وجود بربايد
در
درون مثل آن بيفزايد
جان او
در
تجليات قدم
يافته جاودان ثبات قدم
چون دهد جاي
در
دل انديشه
نبودش غير باطل انديشه
چون به بازارحشر بگشايند
که
در
آن آنچه هست بنمايد
که چرا قدر کم شناختمش
گنج
در
و گهر نساختمش
کاشکي کردمي تهي يکسر
کردمي پر ازين
در
و گوهر
تا نيفتادمي ازان تقصير
در
حجاب خجالت و تشوير
بلکه چون بر حقيقت واحد
در
مراتب وجود شد وارد
همچنين
در
وجود في الاعيان
که وجوديست خارج اذهان
بلکه چون از تکرر اعمال
اثري ماند
در
دل عمال
روز محشر به قدرت قادر
در
لباس صور شود ظاهر
رو نمايد به قدرت خالق
در
قيامت به صورت لايق
صفحه قبل
1
...
547
548
549
550
551
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن