نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
عرفي کجاست غمزه بيقيد او که باز
در
صيدگاه ، صيد زبون جوش ميزند
بسي
در
کوفتم تابوي خير از مفروش آمد
عجب کز آبروي سرد ما يکدل بجوش آمد
ندانم سلسبيلم داد يا کوثر همين دانم
که ساقي ريخت آبي
در
دلم کاتش بجوش آمد
کسي که برق محبت
در
او زند آتش
ز تاب سايه او آفتاب ميسوزد
يکيست آتش وآب حيات
در
وقتي
که گرمي جگر تشنه آب ميسوزد
ز روي گرم وفا باز ميجهد برقي
که
در
عنان صبوري شتاب ميسوزد
بيا به بين که چو فتوي دهند
در
مستي
همان گروه که مي را حرام ميگفتند
فغان که جمله فتادند
در
شکنجه دام
کسان که عيب اسيران دام ميگفتند
بصحن دير شنيدم ز زايران صنم
همان که بر
در
بيت الحرام ميگفتند
آنکه
در
راه طلب ماند وپايي نکشد
گو سر رشته رها کن که بجايي نکشد
هر که گردي نفشاند ز رخ همسفران
سعي او
در
ره مقصود بجايي نکشد
عرفي ار ماني قدم
در
وادي اهل خرد
صد بيابان خار خذلان تحفه پايت کنند
آب حيات چون طلبد کس که بخت ما
اين زهرهم بخون جگر
در
پياله کرد
در
چمن هرگز نکرد آن سرو قامت جلوه
کز خجالت باغبان صد نخل موزون نشکند
ميان حسن و محبت يگانگيست چنان
که
در
ميانه بغير از حيا نميگنجد
دم مسيح گشايد گل مراد رواست
که
در
بهشت وصالت صبا نميگنجد
چنان بعهد تو بيگانگي رواج گرفت
که
در
حريم وصال آشنا نميگنجد
چنان ربوده دلم را هواي درويشي
که
در
سعادت بال هما نميگنجد
خراب روضه عشقم که بافضاي دو کون
تذرو عافيتش
در
هوا نميگنجد
ز فتنه دل وجانم پياله
در
دستند
که نازو عشوه ز تأثير صحبتش مستند
بيا بدير مغان آبرو مبر عرفي
که از برون ودرون
در
بروي ما بستند
در
محبت لب خشک ودل تر ميخندد
مست ومخمور درين بزم ، شکر ميخندد
کرشمه دست
در
آغوش نوشخند تو باد
غبار فتنه سراسيمه سمند تو باد
سري که حلقه فتراک اسب عشق افتد
مروتست که گويند
در
کمند تو باد
گر زمام از پنجه ليلي برون آورد ناز
ناقه را سر
در
حريم سينه مجنون دهد
صفحه قبل
1
...
5481
5482
5483
5484
5485
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن