نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
بکعبه آمده عرفي ز کفر توبه کنان
بدين نشانه که ناقوس
در
حرم ميزد
ز ذوق درد بيرونم درون رامنفعل دارد
سراپاي وجودم
در
محبت حال دل دارد
کجاست خلوت وصلي وصحبت گرمي
که
در
ميانه ز غيرت حجاب بگدازد
در
ملک عشق هر که شهيدش نميکنند
گفت وشنيد ماتم عيدش نميکنند
يا رب کجا برنم وفارا که اين متاع
در
کشور وجود خريدش نميکنند
نوحه
در
سينه نميگنجد ولبها بسته
لب اين طايفه از زمزمه چون بگشايد
عرفي آمد دگراي همنفسان کز غم ودرد
بر دل ما
در
آشوب وجنون بگشايد
مشکل که شود نغمه سرا
در
چمن خلد
مرغي که بپژمردگي از دام بر آيد
دل نيست اينکه
در
دفشانست وخونچکان
دردي ز درد جوشد وخوني ز خون چکد
بزم داود بهشتم
در
يعقوب زدم
کز نواي شکرين تلخي شيون به بود
دوش
در
مجلس احباب نشستم همه گوش
هر چه بشنيدم ازان طعنه دشمن به بود
عمر
در
عجب وريا رفت ندانستم حيف
که مرا تيرگي از پاکي دامن به بود
من که دل دانسته
در
کوي تو گم کردم چرا
محرمي هر دم بتقريب سراغم ميگزد
دوستي دارم که
در
زندان محنت بر دلم
مي نهد مرهم ولي درصحن باغم ميگزد
صوفي بکرامات دگر فتنه شد امروز
اين طرح فساديست که
در
پرده شب کرد
در
وصل تو دايم دل عرفي المي داشت
آخر بکنايت گله از شرم وادب کرد
مست عشق تو که ميدان طلب از شير شود
شير مستيست که
در
بيشه شمشير شود
ستم فروش درا
در
زمانه باک مدار
که خوش معاملگي بيشتر زمانه کند
جحيم با همه اسباب سوختن عرفي
ز برق عشق تو
در
يوزه زبانه کند
باآنکه مغانرا همگي مائده شهدست
در
دير ، مگس بر لب مهمان ننشيند
کسي مي طربم
در
اياغ ميريزد
که زهر غم بگلوي فراغ ميريزد
دم مسيح بود
در
مزاج مرده دلان
حديث عشق که خون فراغ ميريزد
مگو که نغمه سرايان عشق خاموشند
که نغمه نازک واصحاب پنبه
در
کوشند
هر کس بروز نيک مرا غمگسار شد
در
روزکار بددژم روزگار شد
بيذوق
در
طريق عمل کاهل اوفتاد
زد تکيه برعنايت واميدوار شد
صفحه قبل
1
...
5478
5479
5480
5481
5482
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن