167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

فرهاد و شيرين وحشي بافقي

  • زماني نوش بخشد گاه نيشش
    تصرفها بود در ملک خويشش
  • رسيده در بر بانوي ارمن
    سر شيرين لبان شيرين پرفن
  • مکن در خون مسکينان دليري
    ز مسکيني بترس و دستگيري
  • خريداري شنيدم کردت آهنگ
    که نبود در ترازويش بجز سنگ
  • کجا در دوستي برخود پسندم
    که همچون دشمنانت بردوست خندم
  • بهشتي کوثر اندر چشمه سارش
    دم عيسي نهان در نوبهارش
  • فروزان بود چهر آتشينم
    ندانستم که در آتش نشينم
  • خرد زنجيري زلف بلندش
    سر زنجير مويان در کمندش
  • ادبها ديده از خردي زدهقان
    شده در خورد بزم پادشاهان
  • نخواهم زندگاني در فراقت
    که شادم ز اجتماع و احتراقت
  • هفت اورنگ جامي

  • جنبشي کافکند بر او سايه
    ملکوتش دهد در آن مايه
  • اي همه قدسيان قدوسي
    گرد کوي تو در زمين بوسي
  • مبتدي در ره تو مويه کنان
    نعره اهدناالصراط زنان
  • منتهي در سجود بين يديک
    گفته کيف الطريق رب اليک
  • وحدتي گشته کثرتش طاري
    در همه ساري از همه عاري
  • مي کن از شر اعور دجال
    استعاذت در اکثر احوال
  • به جوار خودم رهي بنماي
    در حريم دلم دري بگشاي
  • که مرا آنچنان يکي انگار
    در دلم ظلمت شکي مگذار
  • بود عمرم سفيد طوماري
    در کف همچو من سيه کاري
  • بود عقد صحيح ليک در آن
    کسري افکند سنگ بدگهران
  • مي زند سنگريزه رودش
    طعنه بر بحر و در منضودش
  • گرد آن منزل بهشت نشان
    رفته در ديده سرشک فشان
  • دمبدم در معنيي سفته
    خالي از لاف و دعويي گفته
  • چشم اميد بر سپاهش نيست
    جز در حق اميدگاهش نيست
  • حق تعالي چو در شباني او
    ديد آيين مهرباني او
  • چون بکوبد طمع در مسکن
    عدل بيرون گريزد از روزن
  • در پناهش پناه عالم باد
    بالنبي و آله الامجاد
  • از درون آشنا و همخانه
    وز برون در لباس بيگانه
  • همچنين معنيش که اصل اصول
    اوست در اصطلاح اهل وصول
  • شکم همچو طبل پيش نهند
    روي در خوابگاه خويش نهند
  • رفته از همت فرومايه
    در جوال خيال بي مايه
  • باطني همچو خانه زنبور
    که کنندش فضوليان در شور
  • آنچه تو از حديث مصطفوي
    در نشان ولي همي شنوي
  • گر ازو تربيت نگيري باز
    آيد آن شاهباز در پرواز
  • بر يک انديشه مستقيم شوي
    در حريم وفا مقيم شود
  • در ميان دو پهلويت پيوست
    نفس دشمن نهاد کرده نشست
  • عصمت است اينکه صاحب ديوان
    نيستي خوش نشسته در ايوان
  • تا به بهتان در بهانه زني
    بيگناهي به تازيان هزني
  • بود پيش از وجود ما شيطان
    در ميان فرشتگان پنهان
  • شاه بايد که بردبار بود
    در سخن صاحب وقار بود
  • زيد چون بر لسان استعداد
    پيش جودم در سؤال گشاد
  • گر چه تو ز اختيار مأموري
    ليک در اختيار مجبوري
  • پهلواني بروت ماليده
    بهر کين در دغا سگاليده
  • به خلافت دلش بسي مايل
    شد ابوبکر در ميان حايل
  • نيست در هيچ معني و جهتي
    . . . را به او مشابهتي
  • تخته خامه عقايد باش
    در همه صورتش مشاهد باش
  • در حوايج خداي را بيند
    جز شهود خداي نگزيند
  • ليک چون در مراتب امکان
    گشت ظاهر به صورت اعيان
  • نطق ديگر همي کنند اثبات
    در جميع مواطن و اوقات
  • کرد ورد نماز امام تمام
    وان موسوس هنوز در احرام