167906 مورد در 0.13 ثانیه یافت شد.

ديوان عرفي شيرازي

  • عشق بنشست زپا در ره جوياي فريب
    زاغ انديشه همان کبک خرامست اينجا
  • ازبس که در معارضه ديدم مثالها
    عاجز شدم ز کشمکش احتمالها
  • شادم که در طپيدن خاصي فکنده ام
    هر ذره از وجود دل آرميده را
  • عرفي طمع مدار مدارا زخوي دوست
    در دل نگاهدار سراسيمه آه را
  • زغيرت پيچ و تاب افتاد در رگهاي جان من
    همانا دست اميد کسي دارد عنانشرا
  • عشق کو تا در بيابان جنون آرد مرا
    تشنه سازد برلب درياي خون آرد مرا
  • مي برد انديشه ام از کعبه در ديرمغان
    مي برد باري نميدانم که چون آرد مرا
  • در روضه برسايه ديوار کنشتيم
    ازبي ادبان پرس حرمگاه صنم را
  • سر رشته معامله در دست قسمتست
    با دشمنان بمهرنجوشد کسي چرا
  • خيز و سماع شوق کن چند بحکم عافيت
    در شکني بگوش دل زمزمه الست را
  • مرغ بهشت بودم اما درين گلستان
    در روز بد نهادم بنياد آشيانرا
  • يا بدعا غير درد از در يزدان مخواه
    يا بطلب گر خوشي ترک دعا زوطلب
  • مرغان اجابت همه بريان وکبابند
    در روضه خلدي که نسيمش نفس ماست
  • چندين بپريشاني آن طره چه نازي
    در زلف تو از زلف توآشفته تري هست
  • آن دل که پريشان شود ازناله بلبل
    در دامنش آويز که باوي خبري هست
  • صدروشنيست در تتق تيره روزيم
    فيروز شام من که سحرها درو گمست
  • مراکه شيشه دل در زيارت سنگست
    کجا دماغ مي ناب و نغمه چنگ است
  • ففان ز غمزه شوخي که وقت تنهايي
    بهانه اي بخود آغاز کرده در جنگ است
  • در درون باغ عشرت عمرما بگذشت ليک
    عمرديگر درپشيماني هم ازبيرون گذشت
  • معشوق در آغوش و مرا آينه درکف
    ازبس که دلم شيفته زشتي خويش است
  • آنرا که در گنج سعادت نگشايند
    تشويق تمناي کم و بيش کفافست
  • در منحله عشق سرانگشت فرو بر
    گر شهد ميسر نشود نيش کفافست
  • چندان که دلم آفت عشقت طلبيدست
    در حوصله عشق تو گنجايش آفت
  • مقربان همه بيگانه اند بر در دوست
    غرور بود که نامش بآشنايي رفت
  • صد لاله زار داغ شکفتست در دلم
    برگ گلي بصد چمن افزون دل منست