نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
من اندرين غم و اينداستان درد افزاي
که ناگهان خردم دست
در
ميان انداخت
چه گفت گفت اي که فخر دودمان سخن
بگوکه خود چه گمانت
در
اينگمان انداخت
بگفتمش ز کجا داري اين بشارت گفت
ز صد علامتم اقبال
در
مظان انداخت
فلک که
در
سفر ازرخش او جدا نشدي
همان بگردش معهود اوعنان انداخت
آن هدهدم که
در
چمن لاله زار عشق
تاجش ز شعله شجر طوربرسر است
آن کشته ام که
در
دهن زخم هاي او
قناد خانه هاي لبالب ز شکر است
آسمانش درخيال فرش مجلس گشتن است
آفتابش
در
هواي گردد امان بودن است
سايه صاحب بفرقت بادکاندر ظل او
جا گرفتن
در
پناه ظل يزدان بودن است
گر شرابم کنند
در
دامن
مشرب انس و جان خراب شود
صد شکر که فخر دوده جاه
در
دامن دايه بقا زاد
ز شعر دم مزن آواز قدس رابشنو
که شعر روي ترا
در
زمانه نيلي کرد
ز منجنيق ملامت
در
آتش افکندت
مگو درآتش او گوهرم خليلي کرد
گرفتم آنکه رسد نازشت نه هر که بفضل
يگانه شد ملکش سعي
در
ذليلي کرد
بخيل طبعي دوران دوست دشمن بين
که
در
عديل چوتو ناکسي بخيلي کرد
بنظم و نثر
در
آويزم و دل انگيزم
اگرچه حصر کمال تو نيست حد بشر
گذشت
در
دل عرفي هواي طرف چمن
ز بسکه ريخت فرو گريه هاي خون پرداز
در
قيامت شرمسارم هيزم دوزخ شود
گر زشاخ ريشه طوبي کني مسواک خويش
چه گويمت که نيرزد بگفتگو«عرفي»
زعهد ماضي و حال آنچه
در
گذرديدم
کي بود کز چمن بچمن
در
بهشت جاه
نازک نهال رفتي و طوبي نيامدي
از غايت يگانگيت
در
هجوم شوق
انديشه را بذهن مثني نيامدي
بعلم تجربه با آنکه ذره ذره خويش
ز آفتاب عدم
در
سماع ميداني
مرحبا اي چاره آسان ميگشايي کارخلق
ناخني بس تيز داري رخنه اي
در
کارما
در
دل ما غم دنيا غم معشوق بود
باده گر خام بود پخته کند شيشه ما
چشم اگر بازست اگر پوشيده از هم نگسلد
آمد و رفت نظر
در
ديده حيران ما
همان زنگي که آنجا
در
دل اسلاميان بيني
مغانرا نيز بود اما صفاي مي زدود اينجا
صفحه قبل
1
...
5470
5471
5472
5473
5474
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن