نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
گر طاعت صنم برم از خانقه بدير
زنار را بطعن برهمن
در
آورم
صد پرده مصلحت بيکي راز برتنم
ترسم که شک بخاطر کودن
در
آورم
از بس هجوم حادثه
در
رزمگاه عشق
خود را نيافتم که بجوشن درآورم
يک عذر با کسي بغلط گربيان کنم
صد لاف
در
ميانه مبرهن درآورم
آيينه اصالت خورشيد و کان شود
هر دانه گهر که بمخزن
در
آورم
تا خواب عافيت ندهد خو ، به غفلتم
از رزمگاه فتنه بمأمن
در
آورم
معجون همت از گهر سوده بايدش
ياقوت آفتاب بهاون
در
آورم
هر گه که جيب دل بدرانم زدرد دين
زنار بهر بخيه بسوزن
در
آورم
خورشيد را بگو که درآيد برو زنم
زآن پيش کين کمند بگردن
در
آورم
هر گه که آورم گل روي تو
در
نظر
گلشن ز راه ديده بدامن درآورم
اي
در
بر توسن فلک شوخ
ز آنگونه که پيش شعله هيزم
دسته هاون طلاست ولي
سوده آن سر که نيست
در
هاون
هم شکفته ست درمصيبت و سور
هم برهنه است
در
دي و بهمن
زبوس حور و ملک چون دهان شهد آلود
خدنک غمزه او
در
کمان شود شيرين
زنوشداروي لطف عميم او شايد
که زهر
در
دهن دشمنان شود شيرين
چنان خلد برگ و ريشه ام شمايل تو
که مغز سوخته
در
استخوان شود شيرين
بشهد جنت اگر خون بدل کنم ، شايد
که
در
مذاق تو نامهربان شود شيرين
زکشت عيش تو گردانه چين شود شايد
که بيضه
در
شکم ماکيان شود شيرين
ز امن عهد تو گردد فسانه گوشحنه
که خواب
در
نظر پاسبان شود شيرين
زهي حلاوت نامت که وقت بيهوشي
چو
در
خيال درآيد زبان شود شيرين
چو
در
ستايش تيغت شود زبانم تيز
ز تيز کردن تيغت فسان شود شيرين
صبحدم چون
در
دمد دل صور شيون زاي من
آسمان صحن قيامت گردد از غوغاي من
مصر ويران کرد و رو
در
وادي ايمن نهاد
رود نيل شوق يعني گريه موساي من
در
خمار انتظارم ز آنکه ايزد دور داشت
باده کام دو کون از جام استغناي من
آسمان
در
يوزه کرد و آفتابش کرد نام
لعلي از آويزه گوش شب يلداي من
صفحه قبل
1
...
5464
5465
5466
5467
5468
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن