نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان وحشي بافقي
در
ضابطه مسائل نحو
آن نظم که کرده طبعت انشا
صادق نفسان گواه حالند
در
صدق چو صبح بلکه افزا
سلطنت
در
ثناي شوکت او
عاشق خدمت عدالت او
پايش اندر رکاب دولت باد
ابدش
در
عنان مدت باد
ضدمن دست رد دراز کند
در
نطق مرا فراز کند
علم را
در
پناه پوينده
درجات کمال جوينده
در
ترقي همه به تربيتش
ناز پروردگان مکرمتش
در
رکاب خدايگان باشند
نه که تا حشر جاودان باشند
بر
در
اين بهشت روحاني
عيش و عشرت کنند رضواني
شمع کافورييست پنداري
در
يکي تشت سيم بگذاري
وطن سازيم
در
بزم وصالت
دل افروزيم از شمع جمالت
هجويست که همچو طوق لعنت
در
گردن تست تا قيامت
دربند
در
سراي کون است
تا صورت باده نگون است
دندان سياه او که پيداست
در
کون سگ استخوان حرباست
هيچ دندان نمانده
در
دهنت
که کسي بشکند گه سخنت
اي پرده نشين گل بهاري
مرغ چمنت
در
انتظار است
کز حادثه باد ميرميران
در
حفظ دعاي گوشه گيران
بر کردني است اين سخنها
بشنو که فتاده
در
دهنها
آن معني کدخدا عرب کن
در
قافيه عرب بگويم
آمد شد آن گروه معلوم
در
پهلوي لفظ شب بگويم
خلد برين وحشي بافقي
طرح نوي
در
سخن انداختم
طرح سخن نوع دگر ساختم
زنگ زداي دل دلخستگان
قفل گشاي
در
دربستگان
شامگهي سايه لطف خداي
در
حرم خاص ترين کرد جاي
هست سخن شاهد دلجوي ما
در
طلب اوست تکاپوي ما
نادره گويي ز سخن گستران
نادره
در
سلک زبان آوران
چند شوي همچو گل بوستان
در
صفت خويش سراسر زبان
آنکه تو عيب هنرش ميکني
در
همه جا نامورش ميکني
ناظر و منظور وحشي بافقي
ايا مدهوش جام خواب غفلت
فکنده رخت
در
گرداب غفلت
در
اين عالي مقام پر غرايب
ببين بيداري چشم کواکب
خداوندا گنهکاريم جمله
ز کار خود
در
آزاريم جمله
هزيمت ريخت
در
ره خار غمشان
وزان بشکفت گلهاي المشان
زهي از آفرينش مدعا تو
در
گنجينه سر خدا تو
بناي ظلم
در
دوران نماند
جهان زين بيشتر ويران نماند
چو گشتي بينوا برکش نوايي
فکن
در
گنبد گردون صدايي
زبان او کليد گنج عرفان
بسان گنج
در
ويرانه پنهان
فکنده فتنه او
در
جهان شور
مدامش نرگس بيمار مخمور
که مدتها برآمد زان فسانه
نشد پيدا صفايي
در
ميانه
در
او غم را خواص شادماني
ازو مردن حيات جاوداني
گهي
در
پهلوي هم جا گزينند
زماني روبروي هم نشينند
درآيد
در
مقام همزباني
کند آهنگ عيش و شادماني
منم
در
گوشه دوري فتاده
سري بر کنج رنجوري نهاده
خروسا ناله شبگير بردار
مرا بي همزبان
در
ناله مگذار
تويي صوفي سرشت زهد پيشه
ردا افکنده
در
گردن هميشه
به رسوايي شود ناگه فسانه
فتد افسانه او
در
ميانه
اگر خواهي
در
اين دير مجازي
دوايي بهر درد عشقبازي
منم مجنون دشت بينوايي
فتاده
در
پس کوه جدايي
خيالت
در
نظر شبها نشانم
ز محرومي سرشک خون فشانم
سر افسانه دوري گشايم
زبان
در
حرف مهجوري گشايم
زماني بي سبب
در
خشم سازي
دمي افکنده طرح دلنوازي
نه دريا بلکه پيچان اژدهايي
ازو افتاده
در
عالم صدايي
صفحه قبل
1
...
544
545
546
547
548
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن