نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
چگونه پاي کم آرم ز آسمان آخر
که بر
در
تو بود دايمش بر رفتار
بسايه علم مصطفي
در
آن عرصه
که آفتاب شود هم علاقه دستار
بخاک جبهه که باد بروت عابد ازوست
بتار سبحه که صوفي ازوست
در
زنار
نه
در
پناه ولاي توام؟ چه غم که بود
معاصيم نه باندازه قياس و شمار
هران عروس سخن کز ديار مدح تو نيست
بعشوه گر کشدم
در
نياورم بکنار
چو اين قصيده
در
افواه خاص و عام افتاد
خطاب ترجمه الشوق يافت از احرار
تو
در
معامله اهبطوا متاع محز
که ناصحيح بود بيع و سعي نامشکور
در
ملاطفت آشنا گشاو درآ
که آشتي طلبست «ان سعيکم مشکور»
مي مشاهده ارزان وراه ميکده پاک
تو
در
مشقت نزع از طبيعت مخمور
بيا بنوش که
در
مستيت شهيد کنيم
که نيست قابل رحمت شهادت مستور
بيا که
در
طلبت بر فراز صدر سرير
بيا که بهر تو بر صفحه سراي سرور
هنوز
در
دلم اين معني خجسته اثر
ز شاهراه تحير نکرده بود عبور
هدايت تو نمايد بچشم صورت بين
هرآنچه
در
حرم ايزدي بود مستور
ز مستي مي تلخ حمايتت
در
چين
بسي پياله شکستند بر سر فغفور
شبي ز دولت رؤياي افتخار رسل
علم بعرش زدم
در
ميان خواب و شعور
آن جنس هاي فتنه که
در
شهر غم خريد
قحط متاع بود ، عطا کرد روزگار
آن چشمه هاي زهر که
در
باغ فتنه بود
درکار بيخ مهر گيا کرد روزگار
از بوي تلخ ، سوخت دماغ اميد و يأس
زهري که
در
پياله ما کرد روزگار
در
بزم ما زشعبه و آوازه ملال
هر نغمه اي که داشت ادا کرد روزگار
آن مست را که بوسه ندادي بدست وصل
در
پاي مژده مير صبا کرد روزگار
آخر نه
در
حمايت الطاف داوريم
ظلمي چنين صريح چرا کرد روزگار
در
هر کجا مبارز عدلش کمر ببست
تيغ از ميان حادثه وا کرد روزگار
در
آفتاب لطف تو رنگ زرير را
بالانشين رنگ حنا کرد روزگار
برهان دهر سوز عتاب تو ميگذشت
تسليم
در
ثبوت خلا کرد روزگار
صيت افاضت تو بشهري که ره نيافت
خاشاک
در
دهان صبا کرد روزگار
صفحه قبل
1
...
5457
5458
5459
5460
5461
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن