نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
بسکه عکس آفتاب ديده
در
دل آسمان
کرده نام سينه اش آئينه دان آفتاب
گرچه سير آفتاب اندر جهان ظاهر است
باطن شاه است
در
معني زبان آفتاب
حکم خورشيد است و حکم شه که
در
معني يکيست
روزگار دولت شاه و زمان آفتاب
در
مزين رشته گوهر طرازان وجود
گوهر ذات تو آذين دکان آفتاب
روز هيجا که بر کشد شمشير
نام رستم بخون
در
اندازد
باد آتش نهاد حمله او
بحر را تشنه
در
بر اندازد
حسن معني که دارد آنکه بمهر
در
ره دشمنان سر اندازد
رو که آن تشنه بهانه مدح
ترسمش عقل
در
سر اندازد
با تو گر حاتم از ره دعوي
طرح داد و ستد
در
اندازد
خرد از غور کنه خلق توام
در
ته جيب عنبر اندازد
انوري عاجز است و من عاجز
طرح مدحت که
در
خور اندازد
تا فلک دلق اشهب و ادهم
روز و شب را ببر
در
اندازد
هرآن گره که
در
آن نقد مدعا بستند
بدامن طلب مدعي نهاد گشاد
کدام ناله سرشتم بداغ دل کورا
زمانه
در
کره زمهرير غوطه نداد
از آن زدست هنرهاي خود نمينالم
که بر ظهير از اين شيوه هيچ
در
نگشاد
که
در
مدايح دو نان طبيعت ملکي
زباغ قدس نبردم بکشت هزل آباد
کرشمه سنج و تبسم کنان
در
آمد وگفت
که عيد بندگي صاحبت مبارکباد
اگر نه بندگي صاحبت بفال آمد
سبب چه بود که جبريل اين ندا
در
داد
بگويم از گهر خويش گرچه بي ادبيست
که
در
حضور هماسرکنم ستايش خاد
بگير تحفه نظمي که زاده از طبعم
در
او بسهل مينديش کاين لطيف نهاد
چوباز گشت زاقصاي ملک دوران گفت
که روزگار بسر رفته
در
ميان آمد
فلک عنان تو بوسيد و شش جهت راگفت
خوشا زمانه که
در
تحت اين عنان آمد
حريم روضه جاه ترا بود چمني
که آفتاب
در
او شکل اقحوان آمد
تويي که
در
ازل انديشه ات بفکر قضا
گذشت بر اثرش امرکن فکان آمد
مگر ثناي تو از طبع ميکند شبگير
که گوش بر
در
دروازه دهان آمد
صفحه قبل
1
...
5454
5455
5456
5457
5458
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن