نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
شاه و درويش هلالي جغتايي
راه احسان و عدل پيش گرفت
خلق را
در
پناه خويش گرفت
خاتم شه که مدتي زين پيش
در
بغل کرده بود آن درويش
شاه دشمن گداز دوست نواز
در
لباس نياز و خلعت ناز
چشم من گر بگل نظر فگند
گل شود خار و
در
دلم شکند
دست من گر بکف سبو گيرد
ميشود خون و
در
گلو گيرد
گر روم سوي چشمه
در
ظلمات
شربت مرگ گردد آب حيات
نيست هرگز نشاط
در
دل من
گويي از غم سرشته شد گل من
در
زمستان زدند شعله بخار
تا ارو گل دمد چنانکه بهار
رعد زد بانگ و
در
ستيز آمد
ژاله زد سنگ و رعد تيز آمد
گرد سوي سپهر کرد آهنگ
شد زمين هم بآسمان
در
جنگ
باد از آن عرصه چون گذر کردي
خاک
در
کاسهاي سر کردي
بود درويش
در
همان منزل
داده شه را ميان جان منزل
آه! ازين منزلي که
در
پيشست
که گذرگاه شاه و درويشست
در
بهاران صداي غلغل زاغ
کي بود چون نواي بلبل باغ؟
ماه نو سر بر آسمان سايد
نعل
در
زير پاي فرسايد
هر که
در
سايه هماي بود
نام او سايه خداي بود
و آن که
در
سايه تو راه کند
بر سر خود جهان سياه کند
بر تن تست چون پرو بالي
در
خور اوست فر و اقبالي
چند ازين گونه
در
خروش شوم؟
کاشکي بعد ازين خموش شوم
ديوان عرفي شيرازي
نگرفت ز انصاف تو
در
معرکه لاف
شادي طرف شادي و غم جانب غم را
گر جاه حسودت بهنر هندسي افتد
در
مرتبه نقصان رسد از صفر رقم را
سلطان غم از عدل توبگريخته بگذاشت
در
سينه اعداي تو اوتاد خيم را
از بسکه بود ياد تو
در
طينت اشيا
نسيان تو شرمنده کند شهرت جم را
افلاک
در
آغوش مشيت بنهادند
از بيع تمناي تو قانون سلم را
در
کارگه عدل تو از بس هنر آموخت
عدل تو بفرزندي ، برداشت ستم را
صفحه قبل
1
...
5452
5453
5454
5455
5456
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن