نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
شاه و درويش هلالي جغتايي
شاه چون آفتاب تنها شد
در
يک دانه سوي دريا شد
در
همين لحظه آن گدا ناگاه
آهي از دل کشيد و گفتا: شاه
نيست امروز
در
خم گردون
غير نامي ز ليلي و مجنون
در
چمن ناله ميکند بلبل
که: کجا رفت دور خوبي گل؟
شاه ز انصاف او چو گل بشکفت
رفت چون غنچه
در
تبسم و گفت:
با تو باشم هميشه
در
همه حال
سحر و شام و هفته و مه و سال
چون گدا از کمال لطف اله
ديد
در
دست خويش خاتم شاه
نو خطي
در
کمال حسن و جمال
زيب رخساره کرده از خط و خال
خط آن نامه بود خط نجات
چون شب قدر
در
ميان برات
آن يکي رفته
در
قباي سفيد
همچو شاخ شکوفه زار اميد
و آن دگر جامه سبز کرده ببر
همچو گل
در
ميان سبزه تر
باز چون وقت برگ ريز آمد
لشکر سبزه
در
گريز آمد
پشت طاقت بنفشه را خم شد
بهر خود
در
لباس ماتم شد
روي مه را گرفت پرده گرد
بلکه
در
پرده رفت با رخ زرد
خوشه پاک تاک از سر تاک
دانه لعل
در
فگند بخاک
بر سر شاخ برگ و بار نماند
در
گلستان بغير خار نماند
در
چنين موسمي که خسرو گل
رفت و مرد از فراق او بلبل
در
عرق روي زردش از تب و تاب
همچو برگ خزان ميانه آب
بسکه از درد دل بجان آمد
دلش از درد
در
فغان آمد
شد سيه رو ز ماتمش خاتم
کند رخسار خود
در
آن ماتم
آنکه بر فرق تاج از زر کرد
در
لحد رفت و خاک بر سر کرد
هيچ کس
در
جهان قدم نزند
که قدم جانب عدم نزند
نيست بوي نشاط
در
گل او
محنت افزاست صوت بلبل او
هست هر برگ و شاخ
در
چمنش
تن گل چهره اي و پيرهنش
روي
در
ملک جاوداني کن
ترک اين کهنه دير فاني کن
صفحه قبل
1
...
5451
5452
5453
5454
5455
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن