167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان هلالي جغتايي

  • در کوي عشقبازي از نام و ننگ بگذر
    با يکدگر نزيبد رندي و پارسايي
  • قوي دستي، که در ميدان همت پنجه رستم
    بپيش دست او فرسوده مشتي استخوان آمد
  • قران کردند ماه و مشتري در طالع سعدش
    باين طالع چو خورشيد فلک صاحب قران آمد
  • هلالي گر چه عمري در بدر مي شد بهر کويي
    بحمدالله! آخر بنده اين آستان آمد
  • دست دعا برآرم، هرگز فرو نيارم
    الا دمي که سازم در گردنت حمايل
  • بادا تمام مردم در خدمت تو حاضر
    بادا نظام انجم از طلعت تو حاصل
  • آتش موسي گرفت در کمر کوهسار
    شعله بگردون رساند آه دل کوهکن
  • شمع فلک را نشاند شعشعه آفتاب
    شعله در انجم فگند مشعل آن انجمن
  • گفت فلک: نيست اين، بلکه در ايوان عرش
    چتر سعادت زدند بهر حسين و حسن
  • چشم و چراغ منيد، گر نظري افگنيد
    باز شود اين چراغ در نظرم شعله زن
  • برفگنم جامه را، در شکنم خامه را
    ختم کنم بر دعا، مهر نهم بر دهن
  • بحجره بس که دلم بر شتر زند آتش
    شتر بحجره نمايد، چو شعله در گلخن
  • چه معدنست شتر حجره ام؟ که از نظمش
    بحجره ها شتران ميبرند در عدن
  • خوش آنکه در طلب حجره و شتربانش
    روان شود شتر روح ما ز حجره تن
  • ور قدم بر بساط سبزه نهم
    سبزه در حال نيشتر گردد
  • شاهد پرده نشينيست، که با روي چو ماه
    در درونست و برون را همه روشن دارد
  • گاهي از آتش دل شعله فتد در جيبش
    گاهي از باد صبا چاک بدامن دارد
  • چه سبب بود، که با اينهمه بيداري من
    ديده در خواب شد امشب بجمالت نگران؟
  • که: من مدينه علمم، علي درست مرا
    عجب خجسته حديثيست! من سگ در او
  • ياران کهن، که بنده بودم همه را
    در بند جفاي خود شنودم همه را
  • آيينه نورست رخ يار امشب
    اي مه، بنشين در پس ديوار امشب
  • اي مهر، بپوش روي خود را در ابر
    اي صبح، دم خويش نگه دار امشب
  • گر دل برود، من نروم از نظرت
    ور جان بدهم، خاک شوم در گذرت
  • امروز مرا غير پريشاني نيست
    در مشکل من اميد آساني نيست
  • عمرم بطواف گرد کوي تو گذشت
    القصه، در آرزوي روي تو گذشت