نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان هلالي جغتايي
زبان يار شيرينست و کام من بصد تلخي
زهي لذت! اگر باشد زبانش
در
دهان من
گفتيم: چون زنده ماني
در
غم هجران من؟
خواستم مرگ خود، اما بر نيامد جان من
وه! چه روي آتشينست آن؟ که گاه ديدنش
شعله ها، پندارم افتادست
در
مژگان من
بهار ميرسد، آيا بود که
در
چمني
نشسته پاي گل و ياسمين تو باشي و من؟
خواستم کان سرو روزي
در
کنار آيد، ولي
با کجي هاي فلک هرگز نيايد راست اين
آخر، اي آرام جان، سوي دل افگاري ببين
از جفاکاري حذر کن،
در
وفاداري ببين
چند بيني لاله و سرو سهي، اي باغبان
در
سهي قدي نظر کن، لاله رخساري ببين
اي که مي خواهي نشانم، بر سر کويش بيا
استخوان فرسوده اي،
در
پاي ديواري ببين
چند بيماري کشد مسکين هلالي
در
غمت؟
اي طبيب دردمندان، سوي بيماري ببين
بران سمند، که
در
چابکي و جلوه گري
نيامدست بميدان سوار بهتر ازين
بنازم آن مژه شوخ را، که
در
دم قتل
چنان نکرد که حاجت شود بخنجر او
بنيم جرعه که
در
بزمش اتفاق افتد
فراغتست مرا از بهشت و کوثر او
خاکم بره پيک حريم حرم او
باشد که بجايي برسم
در
قدم او
سرو ميگويد هلالي قد موزون ترا
در
عبارت کوته آمد طبع ناموزون او
گر
در
رهش افتد کسي، کمتر نمايد از خسي
از احتياج ما بسي، بيشست استغناي او
باري، اي کافر بي رحم، چه
در
دل داري؟
که نياسود دل هيچ مسلمان از تو
غنچه
در
باغ ز باد سحر آشفته نبود
بلکه صد پاره دلي داشت پريشان از تو
محنت روز قيامت بر من آسان بگذرد
زين عقوبت ها که ديدم
در
شب هجران تو
در
غم هجران، هلالي، صبر کن تدبير چيست!
هيچ تدبيري ندارد درد بي درمان تو
ترحمي بکن، اي پادشاه کشور حسن
که غير ظلم و ستم نيست
در
زمانه تو
اي سرو، اگر چه دور شدي از کنار من
حقا، که
در
ميانه جانست جاي تو
گويم دعا و عمر ابد خواهم از خدا
تا عمر خويش صرف کنم
در
دعاي تو
در
آرزوي آنکه: بمن آشنا شوي
آميختم بهر که بود آشناي تو
جاي تو
در
حريم وصالست، اي رقيب
اي کاش! بودمي، من بيدل، بجاي تو
چون نياميزي بمن،
در
کوي خود زارم مکش
خون من، باري، نياميزد بخاک کوي تو
صفحه قبل
1
...
5441
5442
5443
5444
5445
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن